بزرگترین دزدی تاریخ ایران!


حساب کاربری روحانی برای چند ماه متمادی یعنی از دی ماه سال ۱۳۹۷ تا خرداد ماه ۱۳۹۸، فعالیت کاهشی داشته است؛ اما از آبان ماه ۱۳۹۸ دوباره فعال شده و احتمالاً باز هم یک سیر تصاعدی خواهد داشت.
سرویس سیاست مشرق - برخی بررسیها از عضویت نزدیک به یک میلیون نفر ایرانی در توئیتر فارسی خبر میدهد، اگرچه شمارکاربران فعال تنها تا رقمی نزدیک به ۳۰۰ هزار نفر میرسد. بیشتر کاربران توئیتر را اصحاب رسانه، خبرنگاران، سیاسیون و فعالان حوزه رسانه و فرهنگ تشکیل میدهند. همین ترکیب فعالان در کنار متنمحور بودن توئیتر سبب شده کاربران وقت بیشتری را برای حضور در توئیتر و تعامل با سایر کاربران اختصاص دهند. این دو ویژگی در کنار جو سیاسی مسائل و موضوعاتی که در توئیتر طرح میشود، این شبکه اجتماعی را به یک محیط تبادل و تعامل و خبررسانی و گفتگوی ویژه و خاص تبدیل کرده است. مشرق در تلاش است با توجه به نزدیک بودن انتخابات، مروری فراگیر بر مسائل طرح شده در توئیتر فارسی داشته باشد.
افزایش ۳۰ درصدی محتوای انتخاباتی
در روزهای پنجم تا هشتم بهمن ماه، در حدود ۶ هزار و ۸۰۰ توییت مرتبط با انتخابات در بستر توییتر، توسط حدود ۵ هزار کاربر به اشتراک گذاشته شده است. این توییتها بیش از ۶۳ هزار بار توسط کاربران مختلف لایک خوردهاند. تعداد توییتها در مقایسه با سه روز ابتدایی بهمن ماه، افزایش ۳۰ درصدی داشته است. این افزایش را هم میتوان به نزدیک شدن به ایام برگزاری انتخابات و هم نطق انتخاباتی رئیس جمهور مرتبط دانست.

۱. نطق انتخاباتی رئیس جمهور و هشتگسازی از «انتخابات تشریفاتی»


رئیسجمهور، در نطق انتخاباتی خود در تاریخ هفتم دیماه در همایش استانداران و فرمانداران سراسر کشور، در واکنش به عملکرد شورای نگهبان در رد یا عدم احراز صلاحیت برخی داوطلبین مواردی را مطرح نمود که با واکنش بسیاری از افراد روبرو شد. روحانی در این توییتها از هشتگ #سرمایه_اجتماعی و #انتخابات_تشریفاتی استفاده کرد.
هشتگسازی در توئیتر معمولاً برای توجهدهی مخاطبین به آن کلیدواژهها یا عبارات است. به تعبیر بهتر، روحانی به دنبال این بوده است که موج رسانهای دولتیها بر دو محور «سرمایه اجتماعی» و «انتخابات تشریفاتی» سوار شود. رئیس جمهور توانست به راحتی مخالفین دولت را تحریک کند تا در بازی طراحی شده او قرار گیرند و با تولید توئیتهایی با این دو محور، دو هشتگ را ترند کنند. اگر حساب توئیتری رئیس جمهور این دو کلیدواژه را هشتگ نمیکرد، حساسیتها روی این دو موضوع بالا نمیرفت و چه بسا محتوای چندانی هم در این باره تولید نمیشد.
نکته قابل توجه این است که حساب کاربری رئیس جمهور برای چند ماه متمادی یعنی از دی ماه سال ۱۳۹۷ تا خرداد ماه ۱۳۹۸، فعالیت کاهشی داشته است؛ اما از آبان ماه ۱۳۹۸ دوباره فعال شده و احتمالاً باز هم یک سیر تصاعدی خواهد داشت.

این حساب عمدتاً یعنی نزدیک به ۸۹ درصد از توئیتهایش، تولیدی است؛ یعنی از هیچ حسابی بازنشر نمیکند و برای هیچ حسابی کامنت نگذاشته است. در نتیجه باید گفت حساب نه برای پاسخگویی و اطلاعرسانی، بلکه برای اعلام مواضع یکطرفه و مشغولسازی سایر کاربران ایجاد شده. هشتگهای به کار رفته حساب کاربری رئیس جمهور نیز نشان میدهد عمده اهتمام این حساب، انجام تبلیغات روی برجام بوده است:

اما برخی کاربران باهوش که اهمیت هشتگسازی در توئیتر را به خوبی دریافتهاند، پاسخهای در خور تأملی به رئیس جمهور دادهاند؛ بیآنکه هشتگ «انتخابات تشریفاتی» را به کار ببرند. برای نمونه، مهدی محمدی، تحلیلگر سیاسی توئیت کرده است:

۲. ادامه اتهامزنی محمود صادقی به شورای نگهبان
محمود صادقی، نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی و از اعضای لیست امید که سابقه سیاهی از اتهامزنی به افراد و نهادهای نظام از جمله قوه قضائیه، بیت رهبری و آیت الله مکارم شیرازی دارد؛ بعد از رد صلاحیتاش جمله نورانی امیرالمؤمنین علیه السلام مبنی بر بیارزش بودن ملک و حکومت و دنیا را توئیت کرد؛ اما باز هم به رد صلاحیتش اعتراض کرد و البته در پاسخ به سایر کاربران همچنان از تناقض استعفا از نمایندگی و ثبتنام برای انتخابات طفره میرود. صادقی در نخسین اتهامزنیاش، روند احراز صلاحیتها را به گونهای زشت، آلوده به رشوه میلیاردی دانسته است:

این اتهام به شورای نگهبان آنقدر ناجور و ناهماهنگ با روش و منش شورا بود که حتی «شهرام بهرامی» از مجریان صدای آمریکا هم آن را مسخره کرد و نوشت احتمالاً خود صادقی در دوره قبلی نرخ معقولی پرداخت کرده است:

کاربر دیگری، به لیست امید در دوره قبلی انتخابات مجلس اشاره و یادآوری کرد که کولایی و دانشور دو تن از افراد اصلاحطلب به گفتهٔ خودشان با عدم پرداخت پول از لیست خط خوردند:


3. تحریم انتخابات
محور بعدی فعالیت کاربران در روزهای پنجم تا هشتم بهمن ماه از سوی چهرههای فرشگردی داغ شده است. آنان دوم مردادماه یعنی ۶ ماه پیش، هشتگ «رأی بیرأی» را برای اعلام کمپین تحریم انتخابات راه انداختند و اکنون با نزدیک شدن انتخابات، دوباره محتواهایی درباره تحریم به دلایل مختلف منتشر میکنند. معارضین جمهوری اسلامی مثل انتخاباتهای پیشین کوشش دارند نقاط ضعف و اشکال در بخشهای مختلف جمهوری اسلامی را به شکلی به انتخابات ارتباط بدهند و به گونهای افکار عمومی از کنش سیاسی رأیدهی ناامید و مأیوس کنند:

و البته برخلاف انتخاباتهای پیشین، فقط رویکردی سلبی ندارند و به دنبال ابراز و حضورنمایی بیشتری هستند:

جدول فعال ترین کاربران
در این بخش به معرفی کاربرانی میپردازیم که پیرامون موضوع سه روز گذشته در حوزه انتخابات، بیشترین مقدار محتوا را به اشتراک گذاشتهاند:

جدول تأثیرگذارترین کاربران
اما این بخش، کاربرانی را نمایش میدهد که بیشترین لایک یا بازدید دریافتی را از پستهای منتشر شده به دست آوردهاند؛ در نتیجه محتواهایشان بیشتر مورد توجه قرار گرفته و به عبارتی تأثیرگذار در موضوع بودهاند. در میان ۶ حساب کاربری، فقط دو حساب کاربری رویکرد معارض دارند و بقیه آنها ارزشی یا رویکردی بینابین دارند.

ابر هشتگها
از ابر هشتگها میتوان این موضوع را دریافت که در حال حاضر کاربران به چه موضوعاتی در خصوص انتخابات میپردازند و همچنین چه موضوعاتی را در کنار موضوع انتخابات مطرح کرده و به آن پیوند میزنند:

در نگاه اول ابر هشتگها نشان میدهد که موضوع تحریم انتخابات در جایگاه نخست موضوعات داغ انتخابات در این روزها قرار دارد. هشتگهای #رأی_بی_رأی، #تحریم_انتخابات، #نظارت_استصوابی، #سیرک_انتخابات، #رأی_نمیدم، #votenothanks، هشتگهایی است که غالباً توسط معارضان جمهوری اسلامی، حسابهای کاربری سلطنتطلبان و رباتها و حسابهای جعلی منافقین منتشر و تقویت شده است.

رصد توییتری اتحاد اصلاحطلبان داخلی و اصلاحطلبان خارجنشین مانند محمدجواد اکبرین و مصی علینژاد که البته امروز معارض جمهوری اسلامی به شمار میآیند را به خوبی نمایان میکند.
سرویس سیاست مشرق - در دو شماره گذشته حضور فعالان رسانه، سیاسیون و متنمحور بودن توئیتر را دلایلی برای جدی بودن این شبکه اجتماعی در درگاهها و بسترهای تولید محتوا دانستیم و از موضوعات و سوژههای داغ این شبکه اجتماعی کمتر مردمی و بیشتر سیاسی، در روزهای ابتدایی بهمن ماه نوشتیم. در این شماره به بررسی رویدادهای توئیتر فارسی در روزهای ۱۲ تا ۱۴ بهمن ماه میپردازیم.
کاهش تولید محتوا، آرامش قبل از طوفان
در بازه زمانی ذکر شده، در حدود ۲۴ هزار و ۱۱۴ توییت مرتبط با انتخابات در بستر توییتر، توسط حدود ۱۱ هزار کاربر به اشتراک گذاشته شده است. این توییتها بیش از ۱۴۲ هزار بار توسط کاربران مختلف لایک شده است. تعداد توییتها در مقایسه با شماره سوم گزارش، کاهش ۸۰ درصدی داشته است. همزمانی بررسی ما با دهه فجر، برگزاری جشنواره فیلم فجر و البته افت خبرهای انتخاباتی و کاهش بازه زمانی میتواند از عوامل این کاهش باشد.

۱. رد صلاحیت شدهام و افتخار میکنم که رد صلاحیت شدهام!
اگر روزگاری، رد صلاحیت در انتخابات نشانه ضعف و سرافکندگی به شمار میرفت، امروز از جمله دلایل فخر و اعتبار سیاسی است و التزام و تعهد و پاکدستی دیگر وزن و اقبالی ندارد. از این روست که جعفرزاده ایمنآبادی که اول آبان ۹۷، رفت و آمد شریعتمداری بین وزارتخانههای دولت روحانی را نشانهای از قحطالرجال میدانست و پنجم آبان ۹۷ یعنی تنها چهار روز بعد، شریعتمداری را چریک مناسب برای جنگ اقتصادی خواند، همو که به دروغ ادعا کرد حمایت از برجام، دلیل برخی رد صلاحیتهاست؛ ناگهان یادش میآید که جانباز هفتاد درصد و بسیجی مخلص بیترمزی است که نباید رد میشده!

و البته چهره شاخص توئیتر فارسی در چهار سال گذشته که یک بار هم گفته بود اگر من توئیت نکنم، فالوئرها و حاشیهنویسان بیکار میمانند، یعنی محمود صادقی، نماینده لیست امید، بعد از دو بار استعفا و ثبتنام در انتخابات و رد صلاحیت و آب بینی بز دانستن ملک و سیاست و دوباره اعتراض به رد صلاحیت، توئیت کرده و خبر از رد صلاحیت خود داده است:

۲. حمله جدید به نظام به میدانداری تاجزاده:
مصطفی تاجزاده، دیگر هیچ ایده و نقد و نظری برای سیاست در ایران ندارد و همچنان همان نظارت و مواضع خود را با کلمات و البته هشتگهای جدید ارائه میکند؛ این بار کوشید انتخابات را انتصابات معرفی کند...

این حمله جدید، واکنش جدی کاربران ارزشی را در پی داشت. یکی گذشته سیاه و تباه تاجزاده در وزارت کشور دولت هفتم را به او یادآوری کرد و دیگری این حملات را اولاً آهنگ شکست اصلاحطلبان در انتخابات دوم اسفندماه و ثانیاً همراه با تناقض و دغلکاری دانست:


مصطفی تاجزاده از بهمن ۹۵ در توئیتر فعالیت میکند و در یک ماه گذشته افزایش فالوئر چشمگیری داشته است. به گونهای که به رغم یک بار تعلیق، توانسته اکانت خود را بازیابی کند و فالوئرهای خود را از ۱۸۸ هزار و ۶۰۰ به ۲۰۳ هزار و ۹۰۰ برساند. بیشترین هشتگ مورد استفاده تاجزاده در تصویر زیر آمده است:

مثل همیشه، اصلاحطلبان خارجنشین به کمک و مدد اصلاحطلبان داخلی آمدند تا دست در دست هم علیه جمهوری اسلامی و به ویژه ولایت فقیه نفرتپراکنی کنند. این بار عباس میلانی که کتابها و مقالاتش یک نوع همدلی نوستالژیک با شاه مخلوع دارد؛ اعتراضات آبان را به فرایند معمول شورای نگهبان در احراز صلاحیتها ربط داد و شعری سرود که ترجمه و تفسیرش از پس اصلاحطلبان داخلی هم برنمیآید. کافی است به جمله آخر توئیت میلانی توجه کنید:

۳. تحریم انتخابات و دیگر هیچ
تناقضگویی تاجزاده و رفتار سیاسی غرضآلود و منفعتطلبانه تاجزاده تا جایی عیان بود که صدای مصی علینژاد را هم درآورد. او کوشش همهجانبه تاجزاده و رفقایش برای مشارکت در انتخابات ۸۴ و پس از حکم دلسوزانه رهبر معظم انقلاب برای تأیید صلاحیت مهرعلیزاده و معین را یادآوری میکند و به نوعی ادعا میکند تاجزاده نان به نرخ روزخور است. حتی علینژاد که چیزی در وطنفروشی کم نگذاشته و در سوگ سردار شهید سلیمانی رقص و پایکوبی کرد، هم متوجه شد که اصلاحطلبان رفتاری مزورانه و فریبکارانه دارند.

اما علینژاد هم حرف و سخنش را با هشتگ #رأی_بی_رأی منتشر کرده تا نشان دهد کمپین تحریم انتخابات در توئیتر که از مردادماه امسال کلید خورده، در روزهای نزدیک به انتخابات فعالیت مضاعفی خواهد داشت. در کنار او، همچنان رضا حقیقتنژاد که خود را متخصص مسائل مربوط به رفتار و منش رهبر معظم انقلاب میداند، نیز یک ادعای تکراری مطرح میکند:

این ادعا حتی با کلمات و واژهها و ادبیات تکراری مطرح میشود تا یک بار دیگر یک پرسش اساسی را مطرح کند: معارضان جمهوری اسلامی که سالهاست انتخابات را تحریم میکنند، آیا هیچ راهکار و راهحل دیگری برای تضعیف نظام ندارند؟
جدول فعالترین کاربران
این بخش از گزارش به معرفی کاربرانی میپردازد که پیرامون موضوع گزارش بیشترین مقدار محتوا را به اشتراک گذاشتهاند.

صرف نظر از اینکه جدول فعالترین کاربران در هر گزارش تغییر میکند، به این معنا که کاربران با بیشترین تولید محتوا در مورد انتخابات در هر شماره تغییر میکنند، باید به کاربر شماره یک که در دو موج مهم «دختر آبی» و «هواپیمای اوکراینی» حضور داشت؛ توجه کنیم. این کاربر با اینکه فالوئر بالایی دارد، اما در مجموع تنها توانسته است برای ۷۹ پست (سه توئیت، ۷۵ ریتوئیت و یک کامنت) ۲۲۸۰ لایک بگیرد که برای این کاربر با ۲۱ هزار فالوئر، رقم بسیار پایینی محسوب میشود. «حشاشین» سه توئیت زده که یکی ۱۲۷۹، دیگری ۹۸۸ و آخری تنها ۱۰ لایک گرفته است.
جدول تاثیرگذارترین کاربران
این بخش از گزارش کاربرانی را نمایش میدهد که بیشترین لایک دریافتی را از پستهای منتشر شده به دست آوردهاند؛ در نتیجه محتواهایشان بیشتر مورد توجه قرار گرفته و به عبارتی تأثیرگذار در موضوع بودهاند. در میان ۶ حساب کاربری، فقط تنها یک کاربر با رویکرد ارزشی دیده میشود و بقیه کاربران رویکردی مخالف نظام یا نامشخص دارند.

این جدول نیز اتحاد اصلاحطلبان داخلی و اصلاحطلبان خارجنشین مانند محمدجواد اکبرین و مصی علینژاد که البته امروز معارض جمهوری اسلامی به شمار میآیند، نشان میدهد
ابر هشتگها
از ابر هشتگها میتوان این موضوع را دریافت که در حال حاضر کاربران به چه موضوعاتی در خصوص انتخابات میپردازند و همچنین چه موضوعاتی را در کنار موضوع انتخابات مطرح کرده و به آن پیوند میزنند:

در نگاه اول ابر هشتگها نشان میدهد که موضوع تحریم انتخابات در جایگاه نخست موضوعات داغ انتخابات در این روزها قرار دارد. هشتگهای #رأی_بی_رأی، #تحریم_انتخابات، #رد_صلاحیت، #رأی_نمیدم، #votenothanks، هشتگهایی است که غالباً توسط معارضان جمهوری اسلامی مطرح و منتشر شده است.
برخی از کاربران نیز در کنار انتخابات مجلس به موضوعات دیگری اشاره میکنند. هشتگهایی مثل هشتگ #از_بازداشتیها_بگو اشاره به افرادی دارد که به دلایل مختلف از جمله ناآرامیهای اخیر، بازداشت یا آزاد شدهاند. کاربرانی که از این هشتگ استفاده میکنند، با یادآوری اعتراضات به دنبال ترغیب مردم به عدم شرکت در انتخابات هستند.

جمعبندی
اصلاحطلبان برای آنکه در انتخابات مجلس یازدهم برنده شوند، یک چالش اساسی و جدی داشتند. آنان باید تکلیف و موقعیتشان نسبت به دولت روحانی تعیین میکردند. کوششهای آنان از سال گذشته برای آنکه خود را از تصمیمات و فرایند اصلی سیاستگذاری دولت ناکارآمد و ضعیف و غیرپاسخگوی روحانی تبرئه کنند، آغاز شد. این تلاشها با حرکت آونگی آنان برای دستیابی به کرسیهای متعدد قدرت و زمینههای حاصلخیز رانتها و امتیازات در حوزهها و عرصههای گوناگون که البته به وزارتخانهها و سازمانها و بنیادها محدود نمیشد، همخوانی نداشت.
کمتر اصلاحطلب نشانداری است که برای پیروزی روحانی در انتخابات نفسگیر ۹۶ کاری کرده باشد و در دولت دوازدهم به مسند و منصبی دست نیافته باشد. در نتیجه تبرئه خود از روحانی، کودکانه و مضحک به نظر رسید و اسباب تفریح و نشاط رسانهایها را فراهم نمود. در دومین گام، اصلاحطلبان که دولت روحانی را دولت خود دیده بودند، تلاش کردند این گونه القاء کنند که روحانی و تصمیماتش به سرانجام نمیرسد.
این سیاست ابتدا از برجام آغاز شد. حمایت نمادین و برجسته آنان از برجام و شخص محمدجواد ظریف و به ویژه تحقیر مذاکرات پیش از او، نقطه مهمی برای کلید زدن این استراتژی بود که برجام به دلیل کارشکنی دلواپسان به سرانجام نرسید. استراتژیای که شخص رئیس جمهور در مناظرات انتخاباتی ۹۶ و با هدف کمارزش نشان دادن توان موشکی آغاز کرد. این استراتژی نیاز به ادبیاتی داشت تا همچنان در افکار عمومی هراسافکنی کند و البته همراه با ترس، واکنش نیاز آنان را نیز جلب کند. اینجا بود که تاجزاده باز هم با یک کپیبرداری از ادبیات سیاسی آمریکا از «دولت پنهان» سخن گفت و کوشید برای «deep state» آمریکاییها، نهاد و ساختار داخلی یا ایرانی بیابد.

دولت پنهان مورد اشاره آمریکاییها که اکنون از جمله کلیدواژههای پرتکرار دونالد ترامپ است، به نهادهای قدرت نظامی و صنعتی که در سایه و از مجراهای معمولاً غیرشفاف، سیاستها را وضع و اجرا میکنند؛ گفته میشود. این تعبیر البته بارها و بارها توسط رئیس جمهور مورد استفاده قرار گرفته است. اما اصرار و حتی هشتگسازی تاجزاده از دولت پنهان، بهترین و کارآمدترین توجیه برای پوشاندن ضعفهای اداری و خطاهای راهبردی دولت روحانی به ویژه در سیاست خارجی و اقتصاد داخلی بوده است. چیزی که باعث شده حملات دولتیها و اصلاحطلبان به نهادهای نظام به یک اشتراک اساسی در عملیاتهای روانی توئیتری تبدیل شود.
تاجزاده و اصلاحطلبان در جدیدترین طراحی به دنبال اینند که مجلس آینده را نیز یک نهاد انتصابی تصویر کنند تا اولاً ضعف خود در جلب افکار عمومی در کسب قدرت را بپوشانند و ثانیاً برای چالش دولت در مواجهه با یک مجلس قوی، راهحلی پیشدستانه فراهم کرده باشند. بیشترین موجودیتهای نامدار (NER) (مکان، اشخاص، سازمان، سمت) اکانت تاجزاده نشان میدهد او به رغم همه ادا و نمایشی که در قهر و بیاعتنایی به انتخابات دارد، شب و روز از فکر و ذکر مجلس بیرون نمیآید و چه بسا ممکن است مانند رئیسش محمد خاتمی در انتخابات ۹۴، از یک حوزه انتخابیه در دماوند به اصلاحطلبانی که لیست هم ندادهاند، رأی بدهد.

«عبد الرحمن ابو سنینه»، نویسنده و روزنامه نگار فلسطینی در مقاله ای میدانی و تحقیقی، شنیده های خود از دوستان «حاج قاسم سلیمانی» در گروه ها و نیروهای مقاومت فلسطینی نوار غزه به رشته تحریر درآورده است.
سرویس جهان مشرق - سال گذشته، درست یک سال قبل از شهادت سردار «قاسم سلیمانی»، فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران، «عبد الرحمن ابو سنینه»، نویسنده و روزنامه نگار فلسطینی در مقاله ای میدانی و تحقیقی تحت عنوان «سردار سلیمانی به قلم نویسنده و روزنامه نگاری فلسطینی» ضمن به رشته تحریر درآوردن بخشی از جوانب و ابعاد مهم زندگی این سردار، به طور ضمنی شهادت وی را نیز پیش بینی می کند.
آنچه در پی می آید، ترجمه مقاله این نویسنده و روزنامه نگار فلسطینی است که برای شناخت و آشنایی با بخشی از ابعاد این مجاهد فی سبیل الله حائز اهمیت محسوب می شود.

عبد الرحمن ابو سنینه می نویسد:
در سال 2012 میلادی به عنوان خبرنگار با کاروان شکست محاصره «نوار غزه»، به غزه سفر کردم. در آنجا این توفیق به من دست داد که از نزدیک گزارشی از مواضع و پایگاه های نیروهای مقاومت تهیه کنم.
حین تهیه گزارش یک موضوع به شدت مرا آزار می داد و ذهنم را به خود مشغول کرده بود. می خواستم، نظر مقاومت را درباره سه سوال بدانم، اما از این بیم داشتم، مبادا مطرح کردن آنه به خاطر تعدد دیدگاه ها و کثرت مشرب های فکری و ایدئولوژیکی سوء تفاهم هایی را به دنبال داشته باشد.
خطر این ریسک را به جان خریده و نظر برخی از نیروهای مقاومت را درباره این سه سوال که «چه کسی دوست و یاور ماست و بدون منت و چشم داشت از مقاومت حمایت می کند و مقاومت را تنها به خاطر خودش و مبارزه با اشغالگران صهیونیست می خواهد»، جویا شوم.
از آنجا که در آن مقطع زمانی، منطقه تحت الشعاع تحولاتی بود که برخی کشورهای عربی شاهد آن بودند و به «بهار عربی» معروف شده بود، پاسخ مقاومت، مرا میخکوب کرد.
اگرچه پاسخ نیروهای مقاومت، با پاسخ های دیگر کاملا تفاوت داشت، اما نمی شد، آن را نفی یا انکار کرد. چون نظر شخصیت های معروف و شناخته شده و معتبری بود که نمی شد، به آنها نسبت دروغ داد.
پلسخ تمام شخصیت ها و طرف های مورد پرسش تبعیت از خط یک مشی خاص سیاسی که در مبارزه بی چون و چرا با «سلاله صهیون» نمود پیدا می کرد و ارائه دهنده آن جمهوری اسلامی ایران بود.
راهبردی که «یحیی السنوار»، رهبر حماس در نوار غزه در سه ماهه اخیر به مناسبت های مختلف صراحتا به آن اشاره و اعلام کرده بود که مقاومت فلسطینی در نوار غزه از حمایت بی قید و شرط جمهوری اسلامی ایران بهره می برد و در ادامه به تشریح مواضع و دیدگاه های حاج «قاسم سلیمانی» پرداخته بود که خالصانه و با تمام وجود به فلسطین عشق می ورزید.
برای آشنایی هرچه بیشنر با شخصیت و روحیات فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران، به سراغ افرادی در مقاومت رفتم که با وی نشست و برخاست هایی دارند. همه ی آنها روی یک امر اتفاق نظر داشتند و از دعای ملتمسانه حاج قاسم حرف می زدند که می گفت، «دعا کنید، در راه قدس شهید شوم».
مردی که رسانه های صهیونیستی و سعودی همچنان اصرار داشتند، از او شخصیتی تروریستی و بسیار بی رحم به تصویر بکشند که حتی کودکان هم از بی رحمی اش در امان نبودتد! در حالی که اینجا، داخل جمهوری اسلامی ایران، همه از قلب پر عطوفت و دل مهربانش حرف می زدند.

تنها چند روز پس از اتمام مطالعه کتاب خاطرات سلیمانی که به عربی ترجمه شده بود، با صحنه ای مواجه شدم که با واقعیت ها تفاوت بسیار داشت و آن دروغ پردازی ها و سیاه نمایی که به سرعت توسط رسانه ها و شبکه های اجتماعی در فضای مجازی منتشر می شد و این بار نوبت به پخش ویدئو کلیپی از حاج قاسم بود که او را در حال حمله به عراقی ها نشان می داد. این اقدام بسیار پست و فرومایه ی دست نشاندگان و مزدوران سعودی مرا وادار داشت تا جوابیه ای در دفاع از کسی بنویسم که اگرچه در حد و اندازه یک «رهبر جهانی» بود، اما دوست داشت، او را «خدمتگزار مستضعفین» بخوانند.
هدف از پخش این ویدئو کلیپ کاملا مشخص بود و آن فتنه انگیزی و ایجاد اختلاف و تفرقه بین دو ملت ایران و عراق بود، درحالی که من به جوانان جهان عرب می گویم، آگاه و هوشیار باشید که تنها رسانه ها، برای شناخت شخصیتی چون «قاسم سلیمانی» کافی نیست، چه رسد، به معرفی این شخصیت از جانب مزدوران و دشمنانش.
لذا توصیه می کنم، برای شناخت این شخصیت به سراغ اهل مقاومت و مردانش ... اتاق های عملیات ضد صهیونیستی و ضد آمریکایی ... از سخنانش درباره شهدا ... نه اشخاص دیگر، فقط از شهدا ... از تقوی و پرهیزکاریش ... از عشقش به خدا ... از حقوق بسیار ناچیزش مثل تمام کارمندان شاغل در جمهوری اسلامی ... از حساب های بانکی خالی اش. از خانواده ساده زیست و فداکارش ... از فرزندانش که مثل ساده ترین و بی تکلف ترین دانش آموزان به زندگی خود ادامه می دهند ... بدون برخورداری و بهره مندی از حتی یک امتیاز شناخت.
آنچه می گویم و کلمات و واژه هایی که اینجا به کار می برم، نه از برای خوش آمد این و آن که تماما مشاهدات میدانی و تحقیقی من است.

سلیمانی اولین سال های زندگیش را در «زورخانه» سپری کرد تا نه فقط بدنش که روحش را هم صیقل دهد. از قدیم الایام زورخانه ها محل جمع شدن چهره های سرشناس و رفت و آمد روحانیون بود، لذا هرکه با این محیط در ارتباط بود، با ارزش های انسانی و اخلاق و منش هایی چون جوانمردی و مروت و بخشش و گذشت در اوج قدرت به خوبی آشنا بود.
[یکی از مهمترین رسوم زورخانه ها روایت زندگی قهرمانان جوانمرد و بزرگ از جمله حضرت «علی» (ع) هنگام تمرین و ورزش بود و «شهید زنده» ی ما، به تعبیر رهبر انقلاب در چنین محیطی کودکی خود را سپری کرد. لذا کسی که سرآغازش سوختن باشد، پایانش جز برافروختن چیز دیگری نیست.]
این جملات چکیده نقل قول های دانش آموزان و دانشگاهیان و روحانیون حوزه علمیه و حتی افرادی که خط مشی سیاسی مشترکی با وی نداشتند، از صفات اخلاقی فرمانده سپاه قدس بود: او فداکار است ... آن قدر دستانش پاک است که وصیت می کند که من ارث مادی و مالی از خود ندارم ... زیر یک سقف با شهدایی آسمانی زندگی کرد که پیش از رفتن شکوه و عظمت ایران را ساختند و با جهاد خویش اجازه ندادند، در پی جنگ تحمیلی از سوی آمریکا علیه ایران که «صدام تکریتی» با تامین مالی رژیم های عرب حوزه خلیج فارس، آن را شروع کرد، ایران به طور کامل سقوط کند.

در آن جنگ تحمیلی و طی تدارک برای عملیات آزادسازی «خرمشهر» مجروح شد. با این حال توانست، پیروزی های چشمگیری را محقق و مناطق اشغال شده ی بیشتری را آزاد و متجاوزان را از خاک ایران بیرون براند.
این پیروزی درحالی حاصل شده بود که «صدام حسین» گفته بود: «اگر ایرانی ها بتوانند، خرمشهر را آزاد کنند، من کلیدهای بغداد را به «امام خمینی پیشکش خواهم کرد».
در آن عملیات و به لطف فرماندهی میدانی جوانی به نام سلیمانی، سپاه پاسداران موفق شد، تنها ظرف چند روز 3 هزار سرباز عراقی را به اسارت بگیرد. با وجود قساوت و بی رحمی جنگ و نبود روحیه انتقامجویی، با این حال حاج قاسم اصرار کرد که توانبخشی اسرا و آموزش سواد و تحصیل به آنها در مراکز نگهداریشان آغاز شود. سپس شماری از آنها را پس ارائه درخواست پناهندگی به جمهوری اسلامی آزاد کرد.
آنگونه که در این باره برایم نقل کردند، سلیمانی بر این باور بود که «جنگ تحمیلی صدامی آمریکایی علیه ایرانی که تازه انقلابش علیه نظام شاهنشاهی صهیونیستی پیروز شده بود، علی رغم مشکلات و گرفتاری هایش، از سختی به فرصت تبدیل شد و به لطف ایستادگی و مقاومت ملت ایران هم اکنون کشور در حوزه نظامی به خودکفایی رسیده است ... ». در این زمینه شاهد بودیم که مدتی قبل پرده از سامانه پدافند هوایی در ایران برداشته شد که از حیث فناوری و امکانات با نمونه اس 300 روسی آن رقابت می کرد.
پس از پایان جنگ تحمیلی، گفتمان سلیمانی هم متحول شد و بیدار سازی و آگاه سازی دوستداران و محبانش به یکی از مهمترین ارکان حرکت جهادیش تبدیل شد و همواره در جلسات و نشست هایش از لزوم وحدت و یکپارچگی اسلامی و اتحاد با آزادگان جهان و آزادی فلسطین سخن می گفت که ریشه در ایمان و باور وی به ظهور «مهدی موعود» (عج) داشت و همواره بر فراهم کردن زمینه های ظهور تاکید می کرد.

در امتداد جبهه و محور مقاومت او دوست عماد مغنیه، عبد العزیز الرنتیسی، فتحی شقاقی، محمد الضیف ومحمود طوالبه؛ و دشمن سرسخت و اول «اسرائیل» بود. در خطرناک ترین و حساس ترین لحظات با نیروهای مقاومت در فلسطین و لبنان تماس می گرفت و به آنها مشاور می داد و اغلب با خلوص و نیت و صداقت مثال زدنیش بدون افشای هویتش به عنوان افسر ارتباط خدمت می کرد.
مردی که برای صهیونیست ها و آمریکا و تکفیری ها وحشتناک و رعب آور بود، نه کسی را تکفیر کرد و نه کسی از دوستدارانش را برای بمبگذاری یا منفجر کردن خود در میان مخالفان یا کفار ارسال نکرد و نه اصول و مبادی و اعتقاداتش تغییر کرد. همچون برخی از رهبران حماس طی جنگ تحمیلی علیه سوریه رنگ عوض نکرد، بلکه همواره بر موضع خویش از حیث حمایت از حماس در هر زمان و موقعیتی در مقابله با اسرائیل ثابت و استوار باقی ماند.
این تمام شناختی است که نیروها و اهالی مقاومت از سردار سلیمانی دارند، اینکه از پشت خنجر نمی زند و با یک طایفه یا عشیره یا پیروان یک آیین و مذهب تعامل و رابطه ندارد، یا میان افراد به خاطر امتیازات قومی و طایفه ای تفاوتی قائل نمی شود.
با گروه ها و عناصر تکفیری و تروریستی در حالی در سوریه و عراق مقابله کرد که دارای بیش از 50 تابعیت و زبان و گروه بودند. با انعطاف و ذکاوت و قدرت نیروهای مقاومت را هدایت و فرماندهی کرد و نه تنها توانست، سرتاسر خاورمیانه که تمام دنیا را از جنون جنگ و آشوب و کشتار گروه های تکفیری مورد حمایت آمریکا و رژیم صهیونیستی و رژیم های مرتجع حاشیه خلیج فارس دور نگهداشته و حفظ کند. با این وجود رسانه های این کشورها به دروغ اشاعه می دهند که این فرمانده غیر نظامیان را به قتل می رساند! و متاسفانه بسیاری از اعراب بدون هیچ دلیل و مدرکی این یاوه سرایی را باور می کنند.

درحالی که در تمام طول حیات سردار سلیمانی و همه صحبت ها و گفته های برجا مانده از او که تا کنون منتشر شده اند، حتی یک بار یا یک مورد هم دیده نشده که در آنها فردی را تکفیر یا دشمنی را نفرین کرده و موجود زنده ای را آتش زده باشد. بالعکس او از انتقام گیرندگان «معاذ الکساسبه»، خلبان اردنی و بیرون راندن داعشی ها از همان منطقه ای بود که آن خلبان عرب را آتش زده بودند. بنابراین اگر ذره ای معرفت و شناخت و ارزنی انصاف داشتیم، هیچ وقت او را این گونه قضاوت نمی کردیم.
یکی از دوستان، سخنی از حاج قاسم را برایم نقل کرد که در گفتگو با یکی از اعضای گروه های برجسته مقاومت که نقش بارزی در مبارزه با داعش در سوریه و عراق داشت، آن را بیان کرده بود. او گفته بود که تکفیری ها پدیده جدیدی در منطقه نیستند، بلکه به میزان حمایتی که دشمنان از آنها به عمل می آورند، قوی و ضعیف می شوند. لذا سلیمانی بر این باور بود که جنبش مقاومت نباید از پای بنشیند و همواره در جبهه مبارزه هوشیار و بیدار و همواره در دو حوزه نظامی و فکری قوی باشد، چراکه ضعف و ناتوانی در این دو حوزه به معنای نابودی آن به دست گروه های تکفیری است.
حاج قاسم بر انتشار مفاهیم و مضامین در بردارنده وحدت اسلامی و تقریب مذاهب تاکید بسیار داشت، چون بر این باور بود که مهمترین و اساسی ترین هدف افراط گرایان ضربه زدن به وحدت اسلامی بود. لذا حوزه های عملیه و مراکز علمی و تحقیقاتی اهل سنت و تشیع را مورد خطاب قرار می دهد، تا نقش خود را در مبارزه و رویارویی فکری با افکار و اندیشه های تکفیری ایفا کنند.
به همین دلیل، هر نشست و همایش و کنفرانسی که در ایران با موضوع تقریب مذاهب و حمایت از مقاومت برگزار می شد، مورد توجه ویژه حاج قاسم بود و نیروی قدس با تمام توان و امکانات در اختیار آن را حمایت می کرد. او در تمام جلساتی که با دایره تبلیغات و اطلاع رسانی و امور فرهنگی داشت، تاکید می کرد: «بزرگترین و کارآمدترین ضربه به رژیم صهیونیستی و مهمترین عامل تسریع کننده ی فروپاشی این رژیم حفظ و تحکیم وحدت اسلامی است و این موضوع یکی از اصول و مبادی اساسی راهبرد میدانی نیروی قدس محسوب می شد».

قاسم سلیمانی عاشق شهادت بود و از یادآوری و روایت داستان های دوستان شهیدش لذت می برد. همیشه سخنانش با نیروهایش را با این گفته به پایان می رساند که با دلی سوخته و شکسته از خدا بخواهند که او در رکاب شهدای راه «امام حسین» (ع) باشد و این جمله را زیر لب زمزمه می کرد: «.. اللهم بالشهداء رفاقنا العاشقین، بتلک القلوب الطاهرة، نقسم علیک یا الله بصلواتهم، بأجسادهم التی لم ترجع، باضطراب قلوبنا، وباشتیاق قلوبنا الیهم، نقسم علیک اللهم اختم عاقبتنا بالشهادة ... لا تختر لنا سوی الشهادة ...»(.. بار الها تو را به شهدای رفیق عاشقمان ... به آن قلب های پاک قسم می دهم ... خدایا تو را به نمازها و نیایش هایشان ... به پیکرهای بازنگشته اشان ... به پریشانی قلب هایمان ... به دلتنگی دل هایمان برای آنها ... تو را قسم می دهیم که عاقبت ما را به شهادت ختم کنی ... و جز شهادت راه دیگری برایمان انتخاب نکنی ...).
هیچ گاه از خود حرف نمی زد، در دنیای خاطرات شهدا بود. اما در سخنرانی های اخیرش از خودش می گفت. اینکه چگونه در آغاز مقاومت مردم عراق، نامه های متضرعانه و عاجزانه آمریکایی ها به دستش می رسید و از او می خواستند، حملات را علیه آنها متوقف کند. همچنین آمریکایی ها را تهدید کرد که حضورشان در آب های منطقه امن نخواهد بود و نیروهایش برای مبارزه با استکبار آمریکا همواره در آمادگی بسر می برند و این عزت و افتخار یک مومن آزاده است که در برابر زورگویی های ترامپ و خصومت ورزی هایش بایستد.
در اینجا نویسنده مطلب تاکید می کند که انتظار دارم، خداوند عاقبت «این شهید زنده» را که دلش در آسمان ها در جوار شهداست، با شهادت ختم به خیر کند و ترضع هایش را مستجاب کند و آن را با این نشان به پایان برساند.

پیامم به تمام کسانی که بنا به ادعاهای واهی در برابر شیعیان و جمهوری اسلامی و شخص قاسم سلیمانی جبهه می گیرند، این است که سلیمانی از معدود افرادی بود که از آگاهی و شناختی فراتر از فریب ها و توجیه های دینی و مذهبی برخوردار بود.
او حجم و اندازه توطئه های آمریکایی ها را دریافته بود و به سرعت در میدان حاضر شد. تلاش های او بدون مبالغه و گزافه گویی موجب شده بود، صهیونیست آن سوی مرزها بمانند و لگامی بر جفتک پرانی های افسار گسیخته رژیم های مرتجع افراط گرا و تکفیری بود.


پس از انتشار فیلمها و تصاویر تجهیزات به جای مانده مزدوران سعودی در منطقه وادی نَهم، ناخودآگاه بسیاری حادثه رخ داده در جنگ کویت را به یاد آوردند.
سرویس جهان مشرق _ چندی پیش سرتیپ یحیی سریع سخنگوی رسمی نیروهای مسلح یمن در کنفرانس خبری به تشریح عملیات بنیان مرصوص نیروهای مردمی یمن در منطقه وادی نهم در شمال شرق استان صنعا پرداخت.
در این عملیات درخشان و منحصر به فرد نیروهای ارتش یمن موفق شدند ضمن آزادسازی ۲۵۰۰ کیلومتر مربع از مناطق اشغالی این منطقه تلفاتی شامل هزاران کشته، زخمی و اسیر به نیروهای وابسته به منصور هادی رییس جمهور مستعفی این کشور وارد کرده و صدها دستگاه ادوات نظامی متعلق به آنها را نابود کرده یا به غنیمت بگیرند.
سابقه درگیریهای وادی نَهم و اهمیت راهبردی این منطقه
هماهنگونه که یحیی سریع در سخنان خود اشاره میکند عملیات انصارالله در این منطقه به منظور خنثی کردن توطئه دشمن به منظور حمله به پایتخت این کشور در آینده نزدیک بود.
منطقه نَهم همواره به عنوان شاه کلید تصرف صنعا توسط مزدوران ائتلاف عربی شناخته میشد و در طول ۳ سال گذشته قوای ائتلاف بارها برای تصرف کامل این منطقه و نزدیک شدن به دروازههای صنعا تلاش کرده اما همواره با شکست مواجه شدند.

یادآوری حادثه بزرگراه مرگ پس از نبرد اخیر یمن
اصطلاح مشهور "بزرگراه مرگ" نخستین بار در جنگ سال ۱۹۹۱ کویت بر سر زبانها افتاد.
پس از اینکه در روزهای پایانی جنگ کویت، ارتش بعث عراق شکست خود در برابر نیروهای ائتلاف سازمان ملل به رهبری امریکا را قطعی میدید، لشکرهای عراقی مستقر در خاک کویت تلاش کردند پیش از محاصره شدن در خاک کویت، از طریق بزرگراه بین المللی کویت_بصره عقب نشینی کرده و خود را به خاک عراق برسانند.

این نقل و انتقال بزرگ و صف چند کیلومتری خودروهای عراقی اما از دید نیروی هوایی ائتلاف پنهان نمانده و جنگندههای کشورهای غربی و بمب افکنهای غول پیکر B۵۲ نیروی هوایی امریکا اقدام به بمباران سنگین کاروان خودروهای عراقی کردند. پس از پایان بمباران، هزاران نیروی عراقی درون خودروهای خود بر روی این جاده کشته شده و صدها خودرو، تانک و نفربر عراقی زیر بمباران شدید نابود شدند.

تبدیل جاده منطقه نَهم به بزرگراه جهنمی
پس از انتشار فیلمها و تصاویر تجهیزات به جای مانده مزدوران سعودی در منطقه وادی نَهم، ناخودآگاه بسیاری حادثه رخ داده در جنگ کویت را به یاد آوردند.

این تصاویر حجم باور نکردنی و دیوانه وار کمکهای تسلیحاتی ائتلاف متجاوز سعودی به نیروهای منصور هادی را از یک سو و عملیات بزرگ و کارنامه درخشان نیروهای مردمی یمن در این نبرد را به خوبی نمایان میکند.

تنها در تصاویری که توسط رسانههای یمنی منتشر شده دهها دستگاه تانک و نفربر نابود شده یا غنیمتی و صدها دستگاه انواع خودروهای زرهی و کامیونهای مخصوص انتقال نیرو را که نیروهای مزدور پیش از فرار از این منطقه پشت سر خود بر جای گذاشتهاند میتوان مشاهده نمود.

تانک T62 غنیمتی انصارالله
به جرات میتوان گفت حجم تجهیزاتی که به شکل سالم در این منطقه به غنیمت انصارالله یمن درآمده است از مجموع تجهیزاتی که نیروهای مردمی یمن برای پیروزی در این عملیات استفاده کرده بودند بیشتر است.

نفربر زرهی BMP2

راکت انداز توپخانهای غنیمتی نیروهای یمنی

رییس قوه قضاییه با پاسدارانی که در سال ۹۴ در جریان بازداشت متجاوزین آمریکایی در آبهای خلیج فارس حضور داشتند، دیدار کرد.
به گزارش مشرق، آیت الله سیدابراهیم رئیسی امروز در جریان سفر به استان بوشهر در دیدار با فرمانده پاسدارانی که نظامیان متجاوز آمریکایی را در آبهای خلیج فارس بازداشت کردند، از رشادتهای وی و پاسداران غیوری که در این عملیات حضور داشتند، تقدیر کرد.
همچنین رییس قوه قضاییه با جمعی از خانوادههای شهدای این استان از جمله خانوادههای شهید مهدوی، شهید احمدنیا، شهید رییسعلی دلواری و همچنین فرمانده پاسدارانی که نظامیان متجاوز آمریکایی را در آبهای خلیج فارس بازداشت کردند، دیدار نمود.
آیتالله رییسی در این دیدار در پاسخ به ابراز لطف خانواده شهید مهدوی نسبت به وی، اظهار کرد: ما به دعای خانواده شهدا نیازمندیم و این ابراز محبتها، مسئولیت ما را افزون میکند. دعا کنید که بتوانیم پاسخگوی این مسئولیت هم در محضر خدا و هم در محضر شما خانواده شهدا باشیم که جزو ولی نعمتان ما هستید.
وی در دیدار با خانواده شهید هدایت احمدینیا با اشاره به متنی که از سوی دختر شهید هدایت احمدی نیا قرائت شد، گفت: این متنی که خواندید متن خیلی خوبی بود. هم جهات احساسی و هم تعقلی و انقلابی در آن بود و پیامهای خیلی خوبی داشت و اگرچه در ظاهر خطاب به بنده بود، اما در باطن همه مسئولان و دست اندرکاران در جهت انتظاراتی که به عنوان خانواده شهدا بیان داشتید، باید حرکت کنند.
آیتالله رئیسی ضمن تجلیل و قدردانی از خانوادههای شهدا، از درگاه خداوند برای شهدا، رحمت الهی و برای خانواده آنان صبر و اجر مسئلت نمود.
رئیس قوه قضاییه در ادامه دیدارهای امروز خود با خانواده شهید رییسعلی دلواری، قهرمان مبارزه با استعمار انگلیس نیز به گفتوگو پرداخت و ضمن یادآوری رشادتهای این مجاهد بزرگ، برای آن شهید از خداوند علو درجات مسئلت کرد.
در تاریخ ۲۲ دی ماه ۹۴، دو فروند شناور رزمی آمریکایی حامل ده تفنگدار که بهصورت غیرقانونی وارد آبهای سرزمینی جمهوری اسلامی ایران در حوالی جزیره فارسی شده بودند، توسّط واحدهای شناوری رزمی منطقه دوّم نیروی دریایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی توقیف و سرنشینان آنها بازداشت شدند.

جامعه مدرسین حوزه علمیه قم در بیانیهای کاندیداهای مورد تایید در انتخابات مجلس خبرگان رهبری را معرفی کرد.
به گزارش مشرق، جامعه مدرسین حوزه علمیه قم در اطلاعیهای کاندیداهای این نهاد عالی حوزوی را برای انتخابات میاندورهای مجلس خبرگان اعلام کرد.
متن اطلاعیه به شرح زیر است:
بسم الله الرحمن الرحیم
إنما یخشی الله من عباده العلماء
با فرارسیدن هفدهم بهمن ماه و آغاز زمان تبلیغات کاندیداهای مجلس خبرگان رهبری به این وسیله ضمن دعوت عموم مردم عزیز به شرکت با شکوه در انتخابات، کاندیداهای جامعه مدرسین به تفکیک حوزههای انتخابیه به اطلاع عموم مردم عزیز میرسد:
۱. استان قم: حضرت آیت الله محمد یزدی «دامت برکاته»
۲. استان خراسان رضوی: حضرت آیت الله محمدتقی مصباح یزدی «دامت برکاته»
۳. استان فارس: حضرت آیت الله لطف الله دژکام «دامت تأییداته»
۴. استان تهران: حضرات آیات علی مؤمن پور، عباسعلی اختری و غلامرضا مصباحی مقدم «دامت تأییداتهم»
۵. استان خراسان شمالی: حضرت آیت الله غلامرضا فیاضی «دامت تأییداته»