حضرت امام خامنه ای: نگذارید احساس غیرت انقلابی و تکلیف در مقابل انقلاب، در دلهای شما ضعیف بشود و فرو بنشیند. مثل کسی که از خانواده و حرم و ناموس خوددفاع میکند،ازانقلاب وارزشها و دستاوردهای آن،همین طور دفاع کنید بایگانی فروردين ۱۳۹۶ :: فضای مجازی ؛ نیازامروز ، ضرورت فردا

فضای مجازی ؛ نیازامروز ، ضرورت فردا

خواستۀ ما: اینترنت باید ملّی، امن، پرسرعت، ارزان و پاک باشد

فضای مجازی ؛ نیازامروز ، ضرورت فردا

خواستۀ ما: اینترنت باید ملّی، امن، پرسرعت، ارزان و پاک باشد

دیدگاه و باور ما: فضای مجازی در خدمت صدورانقلاب، اقتصاد مقاومتی، صادرات غیر نفتی، نهضت تولید علم، جنبش نرم افزاری، ایجاد اشتغال پایدار، مبارزه با امپریالیسم واستکبار ستیزی یا مهدی ادرکنی
فضای مجازی ؛ نیازامروز ، ضرورت فردا

حضرت امام خامنه ای (حفظه الله تعالی): ۱۳۹۴/۰۶/۱۸
«ان‌شاءالله تا ۲۵ سال دیگر، به توفیق الهی و به فضل الهی چیزی به نام رژیم صهیونیستی در منطقه وجود نخواهد داشت.»

بایگانی
پیوندها

۱۶۴ مطلب در فروردين ۱۳۹۶ ثبت شده است

مرگ بر آمریکا-مرگ بر اسرائیل

اسلحه شخصی امام خامنه‌ای چیست؟

چمران و آقا

به مرحوم چمران گفتم: «چطور است من هم لباس بپوشم بیایم؟» گفت: «خوب است. بد نیست.» گفتم: «پس یک دست لباس هم به من بدهید.» یکدست لباس سربازی آوردند، پوشیدم که البته لباس خیلی گشادی بود! بنده حالا هم لاغرم؛ اما آن‌وقت لاغرتر هم بودم.

سرویس تاریخ مشرق - امام امت اوایل جنگ با شهید چمران همراهی زیادی داشتند و  به همراه وی، نمایندگی امام در شورای عالی دفاع را بر عهده داشتند. ایشان در سال 1372 و در مصاحبه با تهیه‌کنندگان مجموعه روایت فتح در خاطره‌ای درباره شروع جنگ می‌فرمایند:

مرحوم چمران هم با من به اهواز آمد. در یک هواپیما، با هم وارد اهواز شدیم. یک مقدار لباس آورده بودند توی همان پادگان لشکر ۹۲، برای همراهان مرحوم چمران. من همراهی نداشتم. محافظینی را هم که داشتم همه را مرخّص کردم. گفتم من دیگر به منطقه‌ی خطر می‌روم؛ شما می‌خواهید حفاظت جانِ مرا بکنید؟! دیگر حفاظت معنی ندارد! البته، چند نفرشان، به اصرار زیاد گفتند: «ما هم می‌خواهیم به عنوان بسیجی در آن‌جا بجنگیم.» گفتیم: «عیبی ندارد.» لذا بودند و می‌رفتند کارهای خودشان را می‌کردند و به من کاری نداشتند.

مرحوم چمران، همراهان زیادی با خودش داشت. شاید حدود پنجاه، شصت نفر با ایشان بودند. تعدادی لباس سربازی آوردند که اینها بپوشند، تا از همان شبِ اوّل شروع کنیم. یعنی دوستانی که آن‌جا در استانداری و لشکر بودند، گفتند: «الان میدان برای شکار تانک و کارهای چریکی هست.» ایشان گفت: «از همین حالا شروع می‌کنیم.» خلاصه، برای آنها لباس آوردند. من به مرحوم چمران گفتم: «چطور است من هم لباس بپوشم بیایم؟» گفت: «خوب است. بد نیست.» گفتم: «پس یک دست لباس هم به من بدهید.» یکدست لباس سربازی آوردند، پوشیدم که البته لباس خیلی گشادی بود! بنده حالا هم لاغرم؛ اما آن‌وقت لاغرتر هم بودم. خیلی به تن من نمی‌خورد. چند روزی که گذشت، یکدست لباس درجه داری برایم آوردند که اتّفاقاً علامت رسته زرهی هم روی آن بود. رسته‌های دیگر، بعد از این‌که چند ماه آن‌جا ماندم و با من مأنوس شده بودند، گله می‌کردند که چرا لباس شما رستة توپخانه نیست؟ چرا رستة پیاده نیست؟ زرهی چه خصوصیتی دارد؟ لذا آن علامت رسته زرهی را کندم که این امتیازی برای آنها نباشد. به‌هرحال، لباس پوشیدم و تفنگ هم خودم داشتم. البته حالا یادم نیست تفنگ خودم را برده بودم یا نه. همین تفنگی که این‌جا توی فیلم دیدید روی دوش من است، کلاشینکف خودم است. الان هم آن را دارم. یعنی شخصی است و ارتباطی به دستگاه دولتی ندارد. کسی یک وقت به من هدیه کرده بود. کلاشینفک مخصوصی است که بر خلاف کلاشینکفهای دیگر، یک خشاب پنجاه تایی دارد. غرض؛ حالا یادم نیست کلاشینکفِ خودم همراهم بود، یا آن‌جا، گرفتم. همان شبِ اوّل رفتیم به عملیات. شاید دو، سه ساعت طول کشید و این در حالی بود که من جنگیدن بلد نبودم. فقط بلد بودم تیراندازی کنم. عملیات جنگی اصلاً بلد نبودم. غرض؛ این، یک کار ما بود که در اهواز بود و عبارت بود از تشکیل گروههایی که به اصطلاحِ آن روزها، برای شکار تانک می‌رفتند. تانکهای دشمن تا «دبّ حردان» آمده بودند و حدود هفده، هیجده یا پانزده، شانزده کیلومتر تا اهواز فاصله داشتند و خمپاره‌هایشان تا اهواز می‌آمد. خمپاره‌ی ۱۲۰ یا کمتر از ۱۲۰ هم تا اهواز می‌آمد.

به‌هرحال، این تربیت و آموزشهای جنگ را مرحوم چمران درست کرد. جاهایی را معیّن کرد برای تمرین. خود ایشان، انصافاً به کارهای چریکی وارد بود. در قضایای قبل از انقلاب، در فلسطین و مصر تمرین دیده بود. به‌خلاف ما که هیچ سابقه نداشتیم، ایشان سابقه‌ی نظامیِ حسابی داشت و از لحاظ جسمانی هم، از من قویتر و کار کشته‌تر و زبده‌تر بود. لذا، وقتی صحبت شد که «کی فرمانده‌ی این عملیات باشد؟» بی تردید، همه نظر دادیم که مرحوم چمران، فرمانده‌ی این تشکیلات شود. ما هم جزو ابواب جمع آن تشکیلات شدیم. [1]

 

farsi.khamenei.ir/newspart-print?id=6219&nt=2&year=1372&tid=1551

۰ نظر ۰۵ فروردين ۹۶ ، ۰۱:۱۷
حسن حیدری
مرگ بر آمریکا-مرگ بر اسرائیل

پ.ک.ک و پژاک از نمای نزدیک/ 1

ویژه نامه پژاک پ ک ک

پ.ک.ک در ابتدا بر اساس اندیشه ی مارکسیسم – لنینیسم شکل گرفت اما این گروه در ادامه و در عمل از اصول لنینیسم فاصله گرفت و با بکارگیری روش های بی رحمانه در مسیر استالینیسم گام برداشت.

به گزارش مشرق؛  گروهک پ.ک.ک و شاخه ایران آن (گروهک پژاک) از جمله نیروهای تروریستی هستند که در مرزهای غربی کشور ما فعال هستند. گرچه غیور مردان و حافظان امنیت مرزها تا کنون ضربات سخت و سنگینی به عناصر این گروهک وارد ساخت و آنها رو وادار به خفت عقب نشینی کرده اند، اما بررسی سابقه تشکیل این گروهک و گفتگو با اعضای وفادار آن در مطالعه پیشینه اعتقادی، عقبه فکری و آرمان های اعضای پ.ک.ک کمک شایانی می کند. در ویژه نامه مشرق که تحت عنوان «پ.ک.ک و پژاک از نمای نزدیک» در ایام نوروز منتشر می شود، نگاهی  داریم به زمینه های تشکیل این گروه و همچنین با برخی از اعضای جداشده و به دام افتاده این گروهک به گفتگو خواهیم نشست تا از نمایی نزدیک، با حقیقت پ.ک.ک و جنایات این گروهک و انگیزه های انحرافی اعضاء [بعضا] فریب خورده آشنا شویم. 

تاریخچه تأسیس پ.ک.ک

از زمان تأسیس جمهوری ترکیه در سال 1923 مساله کُردها در ترکیه یکی از مهم‌ترین و اصلی ترین چالش ها در عرصه ی سیاسی ترکیه محسوب می شود. پس از فروپاشی امپراطوری عثمانی قیامهای متعددی در نقاط مختلف مناطق کُردنشین ترکیه در شرق و جنوب شرق ترکیه روی داد. از جمله ی این قیامها می توان به قیام شیخ سعید پیران در سال 1925، قیام احسان نوری پاشا در سال 1930 و قیام سید رضا درسیمی در سال 1935 اشاره کرد.

   همچنین در طول دهه های پس از فروپاشی امپراطوری عثمانی گروهها، احزاب و سازمانهای مبارز و چپگرای زیادی از میان کُردهای ترکیه برخاستند. جمعیت خویبوون، جمعیت استقلال (آزادی) کردستان، خانه های فرهنگی شرق، حزب سوسیالیست کردستان ترکیه، حزب دمکرات کردستان ترکیه (شاخه ی بارزانی ها در ترکیه)، حزب نجات ملی کردستان،   .... از جمله این احزاب و سازمانها بودند. در میانه ی دهه هفتاد میلادی خشن ترین و افراطی ترین گروه کُرد در تاریخ معاصر ترکیه یعنی حزب کارگران کُردستان ترکیه موسوم به پ . ک . ک وارد عرصه ی سیاسی این کشور شد.

عبدالله اوجالان و برخی دوستانش همچون: کمال پیر، جمیل بائیک، مظلوم دوغان، محمد خیری دورموش و حقی قرار در محله ی توزلو چایر در آنکارا در تاریخ 21 مارس 1974 اولین جلسه خود را برگزار کردند و در آنجا تصمیم به تشکیل یک گروه انقلابی گرفتند.

جلسه دوم آنها در محله دیکمن Dikmen آنکارا در سال 1976 برگزار شد که در این جلسه تصمیم  گرفته شد افراد گروه از آنکارا به مناطق کُردنشین ترکیه بازگردند و هر یک از آنها به یکی از شهرهای کُردستان بروند و فعالیت سیاسی را آغاز کنند. این افراد در همان سال در مناطق کُردنشین ترکیه با نام گروه "آپوچی" فعالیت می کردند.  (آپو لقب عبدالله اوجالان است که در کُردی کرمانجی به معنای عمو می باشد). در سال 1976 اولین فرد این گروه به نام آیدن گول توسط چپ های تُرک در شهر درسیم کشته شد.

افراد گروه در 27 نوامبر سال 1978 در روستای فیس از توابع لیجه در استان دیاربکر ترکیه و در جلسه ای با حضور 23 نفر، حزب کارگران کُردستان پ . ک . ک را بر اساس تفکر مارکسیسم – لنینیسم تأسیس کردند. در این جلسه 7 نفر به عنوان اعضای کمیته مرکزی پ.ک.ک انتخاب شدند که عبارت بودند از : عبدالله اوجالان، جمیل بائیک، شاهین دونمز، محمد کاراسونگور، حقی قرار، مظلوم دوغان، محمد خیری دورموش . 

جمیل بائیک

کمال پیر که به عنوان نزدیک ترین دوست عبدالله اوجالان شناخته می شد و پس از وی دومین رئیس گروه محسوب می شد در سال 1979 در شهر آلازیغ همراه با مظلوم دوغان و محمد خیری دورموش از سوی نیروهای دولت ترکیه دستگیر و روانه ی زندان شهر دیاربکر شدند. در 21 مارس 1982 (اولین روز نوروز) مظلوم دوغان خودسوزی کرد و کشته شد. کمال پیر و محمد خیری دورموش از 14 جولای 1982 در زندان دیاربکر اعتصاب غذا کردند و پس از 2 ماه مُردند.

 پ.ک.ک در ابتدا بر اساس اندیشه مارکسیسم – لنینیسم شکل گرفت اما این گروه در ادامه فعالیت های خود و در عمل از اصول لنینیسم فاصله گرفت و با بکارگیری روش های بی رحمانه و پلیسی در مسیر استالینیسم گام برداشت.

پاکسازی و تسویه گروهی از مخالفان و سرکوب بی رحمانه منتقدان، برقراری کیش شخصیت و فردپرستی حول محور عبدالله اوجالان، نظارت پلیسی بر فعالیت اعضای گروه، تبدیل شدنِ رسانه ها، مطبوعات و کتاب های گروه به ابزار تبلیغِ توأمانِ گفتمان خشونت سیاسی و میلیتاریسم، حاکم شدن سیستم خودکامگی، تمامیت خواهی و دیکتاتوری بر گروه از جمله مصداق های گام برداشتنِ پ.ک.ک در مسیر استالینیسم محسوب می شود. 

سالها بعد، اطلاعات محرمانه ای درباره دست داشتن سازمان امنیت ملی ترکیه (میت) در تاسیس پ.ک.ک و استفاده ی ابزاری از این گروه کُرد گرا منتشر شد. با شروع جنگ سرد مابین بلوک غرب و شرق، ترکیه هم دهه 70 شاهد فعالیتهای دانشجویی بود که فعالیت های سیاسی دانشجویی بیشتر متکی بر عقاید کمونیسمی و طرفدار بلوک شرق بودند.

در آن وقت که فعالیتها بیشتر در دانشگاه آنکارا متمرکز بود دولت ترکیه با چالشهای امنیتی مواجه شده بود.  از همین رو سازمان اطلاعات و امنیت ترکیه موسوم به " میت "  برای مبارزه با فعالیتهای کمونیسمی و ضد دولتی با جذب افراد فعال سیاسی و نفوذ در بین تشکلهای دانشجویی توانست پیشبرد اهداف آنها را به بی راهه هدایت کند و تفکرات کمونیستی در ترکیه را با شکست روبرو سازد.

عبدالله اوجالان از جمله کسانی بود که در سال 1974 دانشجوی علوم سیاسی دانشگاه آنکارا و از چهره های شناخته شده هوادار کمونیسم و دانشجویی تندرو بود که از زیر ذره بین سازمان میت نتوانست گم شود." 

جریانات پُر نفوذ و قدرتمند که از پس پرده افراطی گری و ناسیونالیسم تُرک را هدایت می کردند توانستند ایده ی خود را غالب کنند. ورود پ.ک.ک به فاز مسلحانه و تروریستی همان اندک امیدِ کُردهای ترکیه را نیز از بین برد و پ.ک.ک با اقدامات خشونت آمیز و ایجاد رعب و وحشت نه تنها امید کُردهای ترکیه را به یأس تبدیل کرد بلکه این حرکتِ پ.ک.ک کاملاً در جهت منافع کمالیست ها و پان ترکیست ها بود تا آنها بتوانند به این بهانه با ایجاد فضای امنیتی راه را بر هر گونه حرکت اصلاح گرایانه و مدنی کُردها ببندند.

مشی مسلحانه، عنصر جدایی ناپذیرِ پ.ک.ک

گروه پ.ک.ک از سال 1984 وارد فاز مبارزه مسلحانه شد. این گروه از همان ابتدا با مغالطه مفهوم "دفاع مشروع" از این مفهوم در جهت تحریک افکار عمومی برای گسترش مشی مسلحانه خود استفاده کرد. فرقه ها و گروه های تروریستی که عموماً ماهیت حمله کنندگی و جنگ طلبی دارند و در نقطه مخالفِ دفاع مشروع قرار دارند در قرن معاصر مفهوم "دفاع مشروع" را مصادره کرده و با سفسطه و مغالطه این مفهوم مثبت را در جهت اهداف خود بکار گرفته اند. 

ببرهای تامیل در سری لانکا، شورشیان مارکسیست - لنینیستِ فارک در کلمبیا و گروه موسوم به حزب کارگران کردستان پ.ک.ک از جمله گروههایی هستند که با استدلال های نادرست و وارونه به مغالطه در زمینه ی دفاع مشروع پرداخته اند. این گروه ها در واقع از یک مفهوم مثبت، تعریف و کارکرد ثانوی ارائه کرده آشوب را اعتراض می نامند، جنگ و خونریزی را دفاع مشروع می نامند . و همانند گروه های خشونت طلب و افراطی نظیر داعش، القاعده و امثالهم خشونت را به اشکال مختلف توجیه میکنند.

پایه و اساس پ.ک.ک با قتل و کُشتن انسان ها بنا نهاده شده است. یک صفحه فیسبوکی متعلق به پ.ک.ک در سالروز آغاز فعالیت مسلحانه پ.ک.ک و به نقل از جمیل بائیک یکی از سران پ.ک.ک می نویسد:  «وقتی به میهن (کُردستان ترکیه) برگشتیم ما سوار اتوبوس و تاکسی نمی شدیم و پیاده رفت و آمد می کردیم تا پولِ خرید یک اسلحه کمری (کُلت) را پس انداز کنیم و بوسیله آن یک تُرک تندرو را به قتل برسانیم. وقتی یک تُرک را می کشتیم، صاحبِ دومین کُلت می شدیم. انقلاب باکوور (انقلاب کردستان ترکیه) اینگونه آغاز شد.»

ادامه دارد...

۰ نظر ۰۵ فروردين ۹۶ ، ۰۱:۰۵
حسن حیدری
لبخند، شادمانی و نشاط در جامعه اسلامی از ضروریات است. ضرورتی که شکل آرمانی و تأکید بر وجوب مختلف آن را می‌توان در کلام مقام معظم رهبری به نظاره نشست.

فارس: نشریه انگلیسی اکونومیست سال گذشته گزارشی را درباره شاخص امید به زندگی در کشورهای جهان منتشر کرد.

این گزارش در کمال تعجب عده‌ای اما جمهوری اسلامی ایران را در رده پنجمین کشور دنیا به لحاظ امید مردم به زندگی معرفی کرده بود.[1]

اگرچه برخی چهره‌های اصلاح‌طلب در داخل کشور که ید طولایی در سیاه‌نمایی از اوضاع دارند، بلافاصله با کنایه به گزارش اکونومیست از این گفتند که «انسان در شرایط ناامیدی امیدوارتر می‌شود»! اما به نظر می‌رسد عدو سبب خیر شده بود تا یکی از واقعیت‌های مهم جامعه ایرانی یعنی «فراهم بودن بستر شادی و امید مردم در ایران» باز هم گفته شود.

 

*جامعه ایرانی؛ جامعه‌ای در مغناطیس شادمانی...

کسی که تاریخ و ادبیات ایران‌زمین را خوانده باشد نشانه‌های آشکاری می‌یابد که بی‌هیچ اغراقی بیان‌کننده علاقه خاص مردمان این سرزمین به اتمسفر شادمانی و لبخندهای با محتواست.

ستون‌های طنز روزنامه‌ها در عصر مشروطه، طنزمایه‌های موجود در اشعار سعدی، مولوی، عبید زاکانی و دیگران، ورزش‌ها و تفریحات رایج در میان ایرانیان باستان و جشن‌های مختلف مثل عید نوروز؛ که جمع آنها کمتر در میان سایر اقوام و ملل دنیا دیده می‌شود؛ جملگی نشان از این دارد که ایرانی‌ها زیستن در این شرایط را بیشتر بلدند و دوست می‌دارند.

در واقع شاید، همین ژنتیک دوست‌داشتنی است که در پی آن رفتارهای دیگری همچون «امنیت‌آوری ایرانیان» و محو دشمن در هاضمه مردم ایران در طول تاریخ تا امروز زبانزد خاص و عام بوده است.

چه اینکه ذاتی که تمایل به شادمانی دارد و قدر آن را می‌داند؛ طبیعتا به مبارزه با شر برمی‌خیزد و از آنجا که نگاهی محتوایی و فلسفی به مقوله شاد زیستن دارد؛ آنرا نه فقط برای خود که برای دیگران هم می‌خواهد و در ایجادش تلاش می‌کند.

و از همینروست که اسطوره‌ها و پهلوانان این سرزمین حتی،‌ از دیرباز تا امروز همواره به فداکاری برای سایر مردم و سرزمین‌ها نیز شهره بوده‌اند.

در واقع حتی اگر یک رئیس‌جمهور در ایران هم گاهی به رقبای سیاسی و انتخاباتی خود کنایه می‌زند که شما با «لبخند و شادمانی» مردم مخالفت دارید؛ اما این حرف ناشی از یک محاسبه غلط است.

چون اساساً در جامعه ایرانی کسی نمی‌تواند باور کند که عده‌ای با لبخند، چیزهای نو و شادمانی مخالف باشند و در قلب مردم نیز کاریزمای سیاسی و اجرایی داشته باشند.

 

*از نگاه رهبری به مقوله شادمانی و لبخند...

در این میان اما نگاه اسلامی، محتوایی و پیشروانه مقام معظم رهبری به مقوله طنز و شادمانی نیز بیانگر واقعیت‌های بسیار دلپذیری از سیاست‌های نظام اسلامی است.

نگاهی که اما متأسفانه عده‌ای به هر دلیلی ترجیح می‌دهند کمتر درباره‌اش سخن بگویند!

آنچه در ادامه می‌خوانید، بخش‌هایی از بیانات و تأکیدات رهبر معظم انقلاب بر مقوله «طنز»، «لبخند» و «شادمانی» در جامعه اسلامی و ایرانی است که در مواقع مختلف ایراد شده‌اند.

مقام معظم رهبری، 12 سال قبل و در دیدار با مسئولان وقت سازمان صدا و سیما، سیاست‌های مهمی را درباره چیستی نگاه نظام اسلامی به مقوله لبخند و شادمانی جامعه بیان فرمودند.

ایشان در بخشی از این بیانات می‌فرمایند:

«یکی از مقوله‌های بسیار مهم و یقیناً یکی از ضرورتهای جامعه، لبخند است. لبخند یکی از نیازهای زندگی انسان است. زندگىِ بیشادی و بی‌لبخند، زندگی دوزخی است. زندگی بهشتی، زندگی با لبخند است. حضرت علی فرمود: «المؤمن بشره فی وجهه و حزنه فی قلبه»؛ اگر غصه‌یی دارید، باید در دلتان نگه دارید؛ مؤمن این‌طوری است. لبخند و شادی مؤمن در چهره‌ی اوست. اصلاً چهره‌ها باید شاد باشد. اگر با چهره‌ی خودتان میتوانید به جامعه شادی بدهید، باید این کار را بکنید. شادی لازم است و باید آن را برای مردم تأمین کرد؛ منتها این کار برنامه‌ریزی میخواهد. البته شماها برنامه‌ریزی کرده‌اید. این مواردی که من میگویم «باید»، معنایش این نیست که شما نکرده‌اید. شما کارهای زیاد و خوبی کرده‌اید و من میخواهم بر ادامه‌ی آنها تأکید کنم. مراقب باشید شادی در مردم با لودگی و ابتذال و بی‌بندوباری همراه نشود؛ از این طریق به مردم شادی داده نشود. همه‌جور میشود به مردم شادی داد؛ از نوع صحیح آن شادی داده شود. گاهی اوقات یک لطیفه یا یک تعبیرِ بجا مخاطب را شاد و خوشحال میکند؛ گاهی هم ممکن است یک آدم لوده با ده جور ادا درآوردن، نتواند آن‌طور شادی را ایجاد کند. شادی کردن و شادی دادن به مردم، به‌معنای لودگی نیست. یکی از آقایانی که در صدا و سیما گاهی صحبت میکند و مصاحبه‌های خوب و صحبتهای خوبی دارد - من گاهی گوش کرده‌ام - اصلاً شوخی نمیکند؛ اما تعبیرات و کیفیت بیانش طوری است که انسان گاهی بیاختیار لبخند به لب میآورد؛ این‌طور خوب است.»[2]

معظم‌له در بخش دیگری از همین بیانات با اشاره به مقوله «طنز» فرمودند: طنز فاخر و برجسته، یکی از هنرهاست. «طنز» هنر خیلی بزرگی است. بنده با مرحوم صابری شوخی میکردم و میگفتم «طنازها»! 

طنازهای واقعی را تقویت کنید، پرورش دهید و کمک کنید تا طنز بیاورند. طنز، یعنی مطلب مهمِ جدی که با زبان شوخی بیان میشود؛ محتوا و معنایی در آن هست، منتها به زبان شوخی.[3]

 

*مقام معظم رهبری: زندگی بدون تفریح سالم و لبخند طبیعی، موفق نیست

ولی امر مسلمین جهان، 24 سال قبل نیز در بخشی از ملاقات خود با کارکنان وقت گروه ورزش و سرگرمی صدای جمهوری اسلامی درباره دو مقوله مهم «تفریح سالم» و «لبخند طبیعی» فرمودند:

«راجع به موضوع "تفریحات" چیزی که می‌توانم، بگویم این است که موضوعی بسیار مهم و اساسی است. اگر چه در جامعه، خیلیها هستند که ممکن است آن را جدی نگیرند و فکر کنند که یک زندگی جامد و خشک و بی‌انعطاف و بی‌لبخند، می‌تواند زندگی موفقی باشد. اما چنین نیست.

اگر در زندگی تفریح سالم نباشد؛ اگر آن لبخند طبیعی که ناشی از نشاط است بر لب انسان ننشیند، زندگی برخود انسان و بر معاشران او، جهنم خواهد شد. مادیات، مقدمه‌ی زندگی خوبند؛ و تفریح، عنصر اساسی زندگی خوب است.

فرض کنیم کسی در آمدهای مالی بسیار کلانی داشته باشد، اما در زندگی دل خوشی نداشته باشد. این، زندگی نیست که دارد! تفریح، از باب تفعیل است؛ یعنی فرح آوردن؛ یعنی ایجاد فرح. اگر فرح و شادمانی در انسانی نباشد، ولو خیلی هم در آمد داشته باشد؛ مقام بسیار عالی داشته باشد یا نفوذ اجتماعی داشته باشد، این اصلاً برای او زندگی نیست و حتی نمی‌شود با او زندگی کرد.»[4]

 

ایشان در بخش دیگری از همین بیانات با اشاره به مسئله «تفریح» تصریح کردند: «تفریح» یک کار اسلامی است. من قبول ندارم کسی چهره‌ی اسلام را یک چهره‌ی خشمگین و اخمو و بد اخلاق تصور کند. به‌هیچ‌وجه، اسلام این نیست. چهره‌ی اسلام، چهره‌ی یک انسان جدی است؛ یک انسان متین. یک چهره‌ی جدی و متین را شما تصور کنید! این، چهره‌ی اسلام است. یک چهره‌ی جدی، در هر جای زندگی، آن کار بایسته را انجام می‌دهد. یک جا باید شادمانی کرد؛ یک جا باید تلخی نشان داد؛ یک جا انسان با دشمن روبه‌روست؛ یک جا با غریبه روبه‌روست؛ یک جا با خودی روبه روست و یک جا با یک مشتاق و دوست رو به روست. اینها با هم فرق می‌کند. یک انسان متین، چهره‌اش همه جا یکسان نیست. آن‌جا که با یک دشمن روبه‌روست، طبیعی است که چهره‌ی دیگری خواهد داشت. آن‌جا که با یک انسان غریبه رو به روست - که دشمن هم نیست، اما غریبه است - یک‌طور روبه‌رو می‌شود، و با یک دوست و محبوب و عزیز و نزدیک و دلسوز، یک طور دیگر روبه رو می‌شود. اسلام این‌گونه است و هر جایی یک برخورد دارد.[5]

 

*هنرمند طنّازی که وجودش نعمت الهی بود...

در آن روزها برنامه رادیویی طنز «صبح جمعه با شما» نیز در میان مردم ایران با اقبال گسترده‌ای همراه بود.

رهبر انقلاب، در دیدار با کارکنان صدای جمهوری اسلامی به محتوای این برنامه و دست‌اندرکاران آن نیز اشاره کرده و فرمودند:

«من از اوایل، یعنی از چند سال پیش، برنامه‌ی شما را گاهی توانسته‌ام گوش کنم. الان هم اگر وقت داشته باشم و خواب نباشم، گوش می‌کنم؛ چون جبران کم‌خوابی‌های هفته، گاهی در روز جمعه انجام می‌گیرد. غرض این‌که، وقتی این کار مشترک را گوش می‌کنم، شاد می‌شوم که چقدر کار خوبی است! این کار مشترک را ادامه دهید. البته یکی از نکات قوت برنامه، تنظیم آن و یکی هم اجرای آقای نوذری است.

آقای نوذری یکی از آن هنرمندان مبتکر، خلاق و واقعی هستند. ایشان هنرمند بسیار با ارزشی هستند که من وجودشان را از نعمتهای خدا بر خودمان می‌دانم. من برنامه‌های مختلف ایشان را گاهی گوش می‌کنم یا می‌بینم. ایشان بسیار هنرمندند. هنر یک ودیعه‌ی الهی و یک نعمت بزرگ خداست و هنرمند هم یک نعمت است.»[6]

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در این دیدار، شاد کردن دیگران را «عبادت» توصیف کرده و فرمودند: «در چهره‌ی اسلام، تفریح و ادخال سرور - دیگران را مسرور کردن، خشنود کردن، خوشحال کردن، شاد کردن و امیدوار کردن - جای بسیار حساسی دارد. بنابر این، شما همین‌طور که یک کار تفریحی را انجام می‌دهید، یک نمایش اجرا می‌کنید، یک ماجرای طنزآمیز را بیان می‌کنید، یک شعر اجرا می‌کنید و می‌خوانید یا یک مسابقه اجرا می‌کنید، در همان حال احساس کنید که یک عبادت انجام می‌دهید. مثلاً وقتی آقای شیشه گران مطلبی می‌نویسند، باید احساس کنند که یک عبادت انجام می‌دهند. حقیقتاً همین است. این یک واقعیت است. احساس کنید که بخشی از آن مجموعه‌ای را که زندگی اسلامی برای انسانها در نظر گرفته، متعهد می‌شوید و انجام می‌دهید.»[7]

در گفتارهای رهبر عظیم‌الشأن انقلاب اسلامی درباره مقوله شادی مردم، تأکیدات فراوان دیگری هم وجود دارد.

مثلاً ایشان در سال 69 و در دیدار با اعضای شورای انقلاب فرهنگی طی سخنانی بر ضرورت «ابتکار برای شادی مردم» تأکید کرده و فرموده بودند: 

_ در سالهای گذشته، به برادران عرض کردیم که از همه چیز مهمتر این است که شیوه‌های ابتکاری و جدید و کم‌خرجی برای شادی مردم فکر کنید. [8]

 

واقعیت نگاه نظام اسلامی به مقوله شادمانی، نشاط، تفریح و لبخند چیزی جز همین سخنان رهبر فرزانه انقلاب نیست...

اینکه چرا برخی درست در جهت مخالفت این مبانی اصرار بر «سیاه‌نمایی» دارند، حتی نقاط مثبت را نیز منفی جلوه می‌دهند و چرا آنطور که باید و شاید، در برخی زمینه‌ها شاهد تسرّی شادمانی و نگاه درست به آن نیستیم؛ مسئله‌ای است که باید برای آن بررسی‌ها و تأملات بیشتری را به جا آورد.

 

1_http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13940606000584

2_http://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=3262

3_http://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=3262

4_http://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=35283

5_http://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=35283

6_http://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=29664

7_http://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=35283

8_http://farsi.khamenei.ir/memory-content?id=25511

۰ نظر ۰۵ فروردين ۹۶ ، ۰۰:۴۸
حسن حیدری

مرکز اسناد انقلاب با انتشار برشی از خاطرات آیت‌الله واعظ طبسی به نقل از امام(ره) نوشت: از علمایی نیستم که در مورد حوادث امت اسلامی احساس مسئولیت نکنم و اگر بفهمم برخلاف منافع اسلام گامی برداشته‌اند،وسط خیابان می‌آیم و داد می‌زنم.

به گزارش مشرق، پایگاه مرکز اسناد انقلاب اسلامی  برشی از خاطرات مرحوم آیت‌الله واعظ طبسی را به شرح ذیل منتشر کرد.

آیت‌الله عباس واعظ طبسی از اواسط دهه 30 وارد فضای مبارزه علنی با رژیم پهلوی شد تا اینکه به دلیل افشاگری و مبارزه با رژیم پهلوی چندین بار تا زمان پیروزی انقلاب ممنوع المنبر و زندانی شد. در ادامه بخشی از خاطرات آیت‌الله واعظ طبسی که برگرفته از کتاب "مشهد از مقاومت تا پیروزی" است را می‌خوانید:

*** آغاز مبارزات علنی آیت‌الله واعظ طبسی علیه رژیم پهلوی ***

آیت‌الله واعظ طبسی درباره آغاز مبارزات خود می‌گوید: مبارزه علنی بنده و جمع دوستان تقریبا از سال 1335 شروع شد. در آن موقع برادرمان جناب آقای خامنه‌ای در مشهد تشریف نداشتند و شهید هاشمی‌نژاد هم در قم بودند. بنابراین در آن زمان من تنها بودم و خیلی سخت می‌گذشت. به جهت آن که حتی در حوزه افکار خاصی حاکم بود. دوران حاکمیت حاج میرزا احمد کفائی بود و ایشان وابستگی خاصی به رژیم داشت. بستگانش در دستگاه بودند و مدرسه نواب زیر سلطه آنها بود و روی ما فشار می‌آوردند.

با اینکه ملبس به کسوت و لباس روحانیت نشده بودم، سخنرانی‌های بسیار پرشوری می‌کردم و همچنان به مبارزه ادامه می‌دادم؛ تا اینکه در سال 1339 موقعی که در سرای محمدیه درباره عدل زمامداران صحبت می‌کردم، آرشام، رئیس قسمت انتظامی، یکی دو بار مرا را احضار کرد، ولی کمیسیون امنیتی که بازداشت یا تبعید را مصلحت نمی‌دید، مرا آزاد می‌کرد؛ اما مرتب زیر فشار و سؤال بودم. بالاخره شب نهم بود که سرای محمدیه تعطیل شد و منبرم را ممنوع کردند. حدود 7 الی 10 ماه این ممنوعیت ادامه داشت؛ ولی مردم آنقدر سروصدا کردند و فشار آوردند که دستگاه مجبور به آزاد کردن منبرم شد.

کلا تا سال 41 و قبل از رفراندم - در زمان اسدالله علم - مرتب شبه زندان و شبه تبعید بودم؛ ولی بعد که رفراندم انجام شد، پس از چند سخنرانی داغ در مشهد دستگیر و پس از چند روز به زندانی در تهران منتقل شدم

*** مثلث مبارزاتی مشهد ***

آیت‌الله واعظ طبسی که به همراه مقام معظم رهبری و شهید هاشمی‌نژاد اضلاع مثلث مبارزه در مشهد را تشکیل می‌دادند درباره این گروه سه نفره می‌گوید: در مشهد، سه نفر بودیم که در حقیقت یک فرد را تشکیل می‌دادیم. در اوایل، نشست‌ها و جلسه‌هایمان از هم جدا بود، اما بعدا تصمیم گرفتیم که یک مرکزیتی داشته باشیم و دوستان مشترک هم به آنجا مراجعه کنند. ما برخوردهایمان به نحوی بود که هریک از برادران قبل از آنکه برای حیثیت انسانی و اسلامی خود ارزش قائل شود، برای دیگری ارزش و احترام قائل می‌شدیم.

امکان نداشت ما سه نفر نسبت به هم کوچک‌ترین کدورتی در دل راه بدهیم و بهترین تعبیر همین است که بگویم ما سه نفر یکی بودیم. لذا می‌توانستیم محور حرکت برای طلبه‌ها و حوزه و... باشیم. یک راه برویم و یک هدف را دنبال کنیم و دنباله‌روی امام(ره) باشیم و از رهبری امام، به عنوان رهبر و مرجع بزرگ آشنا با فقه و ارزش‌های اسلامی و واقف بر بینش‌های صحیح اسلامی بتوانیم استفاده کنیم.

*** روایت آیت‌الله واعظ طبسی از آشنایی خود با امام(ره) ***

آیت‌الله عباس واعظ طبسی درباره آشنایی خود با حضرت امام خمینی(ره) می‌گوید: با حضرت امام از سال 1339 آشنا شدم و عامل این آشنایی خصوصیاتی بود که در امام به عنوان یک رهبر و به عنوان فردی که شایستگی رهبری امتی را دارد وجود داشت. در سال های 39 طبیعی بود که شناخت و ارادت و دلبستگی براساس ارزش‌ها و خصوصیاتی که در امام احساس می‌کردم بیشتر می‌شد و در سال‌های 40 و 41 در رابطه با بیانیه ها و اطلاعیه‌های بسیار محکم که امام صادر می‌کردند، باز پیوندی محکم‌تر را ایجاب می‌کرد و بلکه می‌توانم این تعبیر را بکنم که ما نسبت به امام عشق می‌ورزیدیم، چون احساس می‌کردیم تنها کسی که می‌تواند به انتظار ما و به انتظار نسل جوان در دانشگاه و در حوزه‌های علمیه و در بین توده مردم جواب بدهند، امام است.

البته من متأسفم که در قم نبودم تا از محضر امام تحت عنوان تعلیم و تعلم در رابطه با مسائل حوزه‌ای، بهره گرفته و استفاده کنم.

*** خاطره آیت‌الله واعظ طبسی از گریه امام(ره) پس از کشتار 15 خرداد ***

آیت‌الله واعظ طبسی در سال 1342 برای سومین بار بازداشت شد. دلیل این بازداشت دیدار وی با امام(ره) بود. آیت الله واعظ طبسی در بخشی از خاطراتش در این باره می‌گوید: در سال 42 بود که برای سومین بار بازداشت شدم و عامل بازداشتم این چنین بود: پس از آنکه امام از زندان شاه به منزلشان منتقل شدند، بنده به عنوان نماینده حوزه علمیه مشهد همراه با عده‌ای از اساتید خدمت امام رفتیم که عرض ارادت کنیم. در آنجا به من پیشنهاد شد که صحبت بکنم و البته مشخص است که آن روزها در قم چه غوغایی بود و منزل امام هم پر از جمعیت بود. 35 دقیقه در خدمت امام صحبت کردم. حادثه 15 خرداد را برای امام توضیح دادم و امام حدود 20 دقیقه اشک می ریختند.

آن روز به امام عرض کردم: برای اینکه مراتب ایمان و اعتقاد من به راهی که از رهنمود شما استفاده می‌کنیم در چه حدی است، آمادگی دارم تنها فرزندم (پسر دو ساله‌ام) را به اسلام و انقلاب تقدیم کنم و آمده‌ام به نمایندگی از طرف مردم مشهد و خراسان دست شما را ببوسم و مجددا با شما بیعت کنم.

پس از پایان سخنرانی و دیداری که با بعضی از دیگر آقایان داشتیم، بلافاصله بنده را گرفتند و از قم مستقیما به زندان قزل قلعه بردند. مدتی را در زندان قزل قلعه بودم. از آنجا مرا به زندان موقت شهربانی بردند که بعد از یکی دو ماه دیگر آن زندان به اسم زندان کمیته نام‌گذاری شد.

موقعی که از زندان آزاد شدم بلافاصله خدمت امام(ره) رسیدم و به امام گفتم اگر خاطر مبارک باشد سه چهار ماه قبل در سخنرانی کوتاهی که داشتم چنین مطلبی را عرض کردم و آمده‌ام تا به شما بگویم من با همان روحیه از زندان برگشته‌ام و آمادگی دارم که جناب عالی فرمان بدهید بنده امتثال کنم. و امام با همان قاطعیت و صلابت و استقامت و چهره عطوف و مهربان فرمودند: از مرحوم طبسی چند فرزند به جای مانده است؟ من اشاره کردم که برادری هم دارم.

ایشان طلب مغفرت برای پدرمان کرده و فرمودند: تو جوانی و لازمه جوانی - صرف نظر از ایمان و عقیده - همین است که آماده باشید برای پیکار و مبارزه با رژیم. و من که پیرمردی شده‌ام، از آن علما و فقهایی نیستم که گمان کنم و چنین بینشی و برداشتی از اسلام داشته باشم که راه زندگی و عبادت عبارت باشد از اینکه از حرم به منزل بروم، از منزل به حرم و مسجد؛ و در رابطه با رویدادها و حوادثی که برای امت اسلامی پیش می‌آید هیچ احساس مسئولیت نکنم. بلکه اگر بفهمم مسئله‌ای پیش آمده و بر خلاف مصالح و منافع مردم و اسلام گامی برداشته‌اند، می‌آیم وسط خیابان و داد می‌زنم.

بعد از اینکه از خدمت امام مرخص شدم، احساس کردم که بیان امام، نیرو و توان عجیبی به من داده. هر جایی که نقل می‌کردم، در روحیه حضار بسیار مؤثر بود و همین صحبت‌ها بود که عامل تحرک عمیق‌تر و اصیل‌تر در حوزه‌های علمیه و در بین توده مردم می‌شد و در همان‌جا عرض کردم اگر پیامی دارید بفرمایید تا برای مردم مشهد ببرم و امام فرمودند: بله! به آقایان علما بگویید که هر هفته، یک بار در کنار یکدیگر بنشینند و بدانند اگر چنین نشستی هیچ گونه ثمره و نتیجه‌ای نداشته باشد، خود چنین نشستی وسیله‌ای خواهد بود برای ترس و وحشت رژیم؛ غیر از آنکه زمینه را برای وحدت تبادل نظر و استفاده از نظریات یکدیگر فراهم می‌آورد. این پیام را ابلاغ کردم و خود این پیام وسیله‌ای شد تا روابط ما با برادرمان جناب آقای خامنه‌ای و شهید عزیز هاشمی‌نژاد بیشتر بشود و بتوانیم با صمیمیت و صداقت بیشتری با یکدیگر کار کنیم.

۰ نظر ۰۵ فروردين ۹۶ ، ۰۰:۴۲
حسن حیدری
عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی با بررسی مسئله تربیت و آموزش لیبرالی یا اسلامی در سند ۲۰۳۰ گفت: این سند شاید الزام‌آور نباشد، ولی آبروبر است و کاپیتولاسیون آموزشی ـ فرهنگی به حساب می‌آید.
عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی با بررسی مسئله تربیت و آموزش لیبرالی یا اسلامی در سند ۲۰۳۰ گفت: این سند شاید الزام‌آور نباشد، ولی آبروبر است و کاپیتولاسیون آموزشی ـ فرهنگی به حساب می‌آید.
گروه اجتماعی- رجانیوز: عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی با بررسی مسئله تربیت و آموزش لیبرالی یا اسلامی در سند ۲۰۳۰ گفت: این سند شاید الزام‌آور نباشد، ولی آبروبر است و کاپیتولاسیون آموزشی ـ فرهنگی به حساب می‌آید.
 
به گزارش  فارس، حسن رحیم‌پور ازغدی عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی در نشست بررسی تربیت و آموزش لیبرالی یا اسلامی در سند 2030 با عنوان برجام آموزشی که به همت انجمن اسلامی دانشجویان مستقل دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران در تالار شیخ انصاری این دانشکده برگزار شد، گفت: اصل مسئله فراتر از بحث دولت، سیاست و انتخابات است، من هیچ هدف انتخاباتی از هیچ جلسه‌ای ندارم، ولو نزدیک انتخابات باشد.
 
وی افزود: ما با یک رودربایستی روبروییم و دوگانگی در سیستم از همان ابتدا وجود داشته است، به‌طوری که افراد عوض می‌شوند ولی سیستم همان است و می‌خواهند مکتب را با آموزه‌های لیبرالی تطبیق دهند، برخی سواد اسلامی ندارند و برخی دیگر حتی سواد لیبرال هم ندارند و فقط به لحاظ سیاسی لیبرال هستند.
 
عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی خطاب به دانشجویان گفت: دهه آینده که امثال بنده دیگر نیستیم شما باید مراقب باشید که نظارت دانشگاهی مصداق بارز نهی از منکر و امر به معروف و نظارت انقلابی است و هر جا خبر رسید که یک قرارداد بین‌المللی در هر سطحی با هر اسمی و در هر حوزه‌ای منعقد شده است باید سریع توضیح بخواهید که آیا از مجاری اصلی قانون اساسی عبور کرده است یا خیر و چه کسی آن را امضا کرده و دلیل امضا چه بوده است.
 
رحیم‌پور ازغدی عنوان کرد: سال گذشته گفتند که یونسکو تعهد گرفته است که سند 2030 در تمام کشورها اجرا شود، البته در کلام گفتند که داوطلبانه انجام شده، ولی در عمل کاریزمای رسمی برای آن تعیین کردند و کشور را متعهد کردند که تا سال 2030 باید این سند پیاده شود، وزارت امور خارجه گفت که اجرای این سند الزام‌آور نیست، ولی بسیاری از قراردادها را می‌گویند الزام‌آور نیست ولی اگر اجرا نکنیم، محکوم می‌شویم.
 
وی افزود: دوستان معتقد بودند که 2030 یک نمونه از برجام فرهنگی است که نتیجه برجام پایمال شدن برخی حقوق ملت بود و طرف ایرانی بیشتر به آن متعهد بود و به‌سرعت آن را اجرا کرد، ولی آن طرف 10 درصد را هم اجرا نکرد و رئیس‌جمهور جدید آمریکا نیز گفت آن را پاره می‌کند و مقام معظم رهبری نیز فرمودند؛ که اگر آنها برجام را پاره می‌کنند، ما آن را آتش می‌زنیم که برخی گفتند گویا منقل آتش دارند و این افراد مصداق لیبرال مسلکی را انجام دادند.
 
عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی اظهار داشت: برخی زودتر از آنچه آنها خواستند سند را پیاده کردند و گویا تصویب هیأت وزیران را هم گرفتند، دوستان دانشگاهی می‌گفتند 30 کارگروه تشکیل شده تا بدون اعلام رسمی و بدون نظر مجلس و شورای عالی انقلاب فرهنگی این سند عملیاتی شود و شعار دگرگونی جهان را در دستورکار گذاشتند و به‌جای‌اینکه از طرف مردم ایران و مسئولان حرف بزنند، به آنها گفتند که ایران در این قضیه پیشگام است و آنها هم تشکر کردند.
 
رحیم‌پور ازغدی ادامه داد: دو مسئله اصلی در این میان وجود دارد، یکی اینکه قراردادهای بین‌المللی بر چه اساس امضا می‌شوند که از مجاری رسمی عبور نمی‌کند و گویا آزادی یواشکی وجود دارد، این‌گونه نمی‌شود که تعهد بدهند، اجرا را هم شروع کنند، ولی مجلس و شورای عالی انقلاب فرهنگی اطلاع نداشته باشند، در این سند نگاه لیبرال و نئولیبرال به حقوق کودک، آموزش و پرورش و زن و خانواده، گرچه اشتراکاتی با مفاهیم اسلامی دارد، ولی تناقض‌های بنیادی هم وجود دارد.
 
وی افزود: ما نمی‌گوییم تمام این سند و تمام بندها خلاف اسلام است، بلکه در تمام قراردادهای بین‌المللی بندهایی هم وجود دارد که مخالف اسلام نیست، بنابراین ما با تمام بندهای این سند مخالفت نداریم، ولی می‌گوییم چرا اسناد بالادستی را دور می‌زنند و چرا جز یک حق تعارف‌منشانه پای چنین قراردادهایی را امضا می‌کنند، درحالی که برخی مفاد آن خلاف مبانی اسلام و قانون اساسی کشور است.
 
عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی گفت: نگاهی که صریحاً می‌گوید هرنوع تربیت دینی، الهی، خلاف حقوق بشر است، ولی آموزش جنسی تحت عنوان بهداشت برای کودکان را جزو حقوق کودکی می‌دانند که حتی به بلوغ جنسی نرسیده است و عملاً آموزش را ذیل یک ایدئولوژی دیگر قرار می‌دهند.
 
رحیم‌پور ازغدی با بیان اینکه نظام حقوق بشر نیز یک ایدئولوژی است، تصریح کرد: یکی از گزینه‌های روی میزشان کنار بمب اتم، باید ایدئولوژی باشد که نقد شود، این چه نگاهی به کودک و خانواده و زن است؟ با عناوینی مانند محدودیت‌های خودسرانه، معلمان و والدین را زیر سوال می‌برند و دست والدین را از سر فرزند برمی‌دارند و آموزش مسائل جنسی به کودک را حق او می‌دانند، ولی آموزش تقوای جنسی و حیا به کودک را پایمال کردن حق او به حساب می‌آورند.
 
وی افزود: در لیبرال آموزشی گفته‌اند آموزش متون دینی مخل خلاقیت است و باید از مدارس حذف شود، لیبرالیسم کلاسیک و نئولیبرال اعلام کرد که ما به دین کاری نداریم و خودمان با عقل خودمان می‌سنجیم، البته عقل با برهان حجت است، ولی عقل آنها هوای نفس است که نامش را عقلانیت می‌گذارند، لیبرایسم یعنی نفس و آنها با ایدئولوژی نفسانی می‌خواهند نظام آموزشی ایجاد کنند.
 
عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی گفت: اخلاق را مسخره می‌کنند، حیا را مسخره می‌کنند، دست معلم و پدرومادر را تحت عنوان آزادی لیبرال از سر کودک برمی‌دارند و همه را تحت عنوان اینکه ما افراد را نجات می‌دهیم به ذیل نظام سرمایه‌داری می‌برند، اینها حق همجنس‌بازی را جزو اصول حقوق بشر قرار می‌دهند و می‌گویند حتی اگر 99 درصد یک جامعه به مسئله‌ای رأی موافقی دهند، ولی آن مسئله در چارچوب لیبرال نباشد، آنها آن مسئله را دموکراسی نمی‌دانند.
 
رحیم‌پور ازغدی اظهار داشت: می‌خواهند هم در آموزش و پرورش غیررسمی مانند رسانه و هم در آموزش و پرورش رسمی، نگاه بازاری به اندیشه و اخلاق داشته باشند، تعریف‌شان از آموزش و پرورش نگاهی کاملاً ضددینی و سکولار است، هرچند که شاید 80 درصد هم با نگاه اسلامی مطابق باشد، ولی حرف ما همان 20 درصد است که این قراردادها اگر الزام‌آور نباشد هم آبروبر است، زیرا بر اساس همین‌ها هر سال ما را تحت عنوان نقض حقوق بشر محکوم می‌کنند.
 
وی اضافه کرد: آنها از همجنس‌بازی گفتند و آقایان امضا کردند و می‌گویند الزام‌آور نیست، در رأس این کشورها انگلیس، آمریکا و صهیونیست‌ها هستند، شوراهای نظارتی همین‌ها هستند و بزرگ‌ترین متخلفان حوزه‌های مختلف هم همین‌ها هستند.
 
عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی خاطرنشان کرد: جامعه مدنی جهانی در دنیا وجود ندارد، چیزی به نام دموکراسی جهانی نیست، بلکه دیکتاتوری جهانی داریم، به‌طوری که چند کشور برای همه تصمیم می‌گیرند و اگر بین اینها اختلاف بیفتد، عده‌ای تنفس می‌کنند ولی به‌طور کل تمام جنگ‌های دنیا و نقض حقوق بشر زیر سر کشورهای 1+5 است و مبنای آموزش و پرورش را هم می‌خواهند بر اساس سکولار بنیان بگذارند و می‌گویند دولت نباید از مذهب حمایت کند و در هیچ کجایی قانون اساسی کشورها نباید نامی از دین رسمی وجود داشته باشد و دین را یک مسئله شخصی مانند علاقه به رنگ‌ها و غذا می‌دانند و می‌گویند دین نه‌تنها در سیاست، بلکه در حوزه تعلیم و تربیت هم نباید دخالت کند.
 
رحیم‌پور ازغدی افزود: می‌گویند حتی اگر یک جامعه صد درصد مسیحی و مذهبی باشد، معلم حق ندارد در کلاس از مسیحیت بگوید. یک روش‌شان این است که با پنبه سر می‌برند و روش دیگر این است که مانند انقلاب فرانسه با گیوتین سر افراد را قطع می‌کنند، البته همین‌ها که شعارشان به دار کشیدن آخرین شاه با روده‌های آخرین کشیش بود، انقلاب ما را خشن می‌دانستند.
 
وی گفت: خودشان با نظام سرمایه‌داری در تمام حوزه‌ها دخالت می‌کنند، ولی اسمش را ایدئولوژی نمی‌گذارند. با انقلاب فرهنگی تمام کارها را انجام می‌دهند و انقلاب فرهنگی آنها نیز مانند انقلاب فرهنگی ما نبود که سروصدا داشته باشد، ولی کاری انجام نشود، آنها واقعاً انقلاب فرهنگی کردند و گفتند در تمام رشته‌های علمی همه چیز را از صفر شروع می‌کنیم و این کار را انجام دادند، انقلاب فرهنگی ما فقط اسمش انقلاب فرهنگی بود و تا همین حالا برخی دروس تغییر نکرده است.
 
عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی اظهار کرد: برخی می‌گفتند ما تندرو هستیم، در حالی که اگر تندروی هم بوده، خودشان در آن زمان انجام می‌دادند، امام(ره) دانشگاه‌ها را تعطیل نکرد، بلکه همین‌ها که خودشان حالا ما را به تندروی محکوم می‌کنند، دانشگاه را تعطیل کردند، در مقابل چشمان خودمان و فقط با گذشت یک نسل تاریخ را تحریف می‌کنند و دروغ محض منتقل می‌کنند.
 
رحیم‌پور ازغدی ادامه داد: آمریکا از ابتدای انقلاب تاکنون ایدئولوژی خودش را عوض نکرده است، ولی مسئولان ما ایدئولوژی را تغییر می‌دهند. اسرائیل یک کلمه از حرف‌هایش عقب نیامده و اگر جایی نمی‌تواند حرف‌هایش را اجرا کند، زورش نمی‌رسد و انقلاب ما نگذاشته است که این کار را انجام دهند، ولی مسئولان ما گاهی جلو می‌روند و گاهی پا پس می‌کشند.
 
وی اضافه کرد: ترامپ حرف‌هایی را می‌زند که فکر می‌کنم انجام نمی‌دهد، ولی پیش از ترامپ چیزی را نمی‌گفتند و انجام می‌دادند، در آمریکا می‌گویند بگذارید در مدارس نمادهای مذهبی باشد، باشگاه‌های مذهبی ایجاد شود، ولی برای ما مرزبندی می‌کنند. من از مسئولانی که پای این اسناد را امضا کرده‌اند خواهش می‌کنم به سوالات ما پاسخ دهند. اینها سوالات پژوهش افراد دانشگاهی است.
 
عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی گفت: می‌گویند بخشی از اینها وارد برنامه ششم شده است، یک برنامه چهارم هم در اواخر دهه 70 وارد شد که مطالبات صریح آمریکا و غرب بود و بخشی از آن اجرا شد، یکی این بود که ایدئولوژی لیبرال صهیونیستی در مدارس ما تصویب شود که با بودجه بیت‌المال جمهوری اسلامی این کار انجام می‌شود و حالا دوباره این مسئله را مطرح کرده‌اند و می‌گویند برجام فرهنگی است. یعنی خواسته‌های آنها یک‌طرفه مطرح شود.
 
رحیم‌پور ازغدی عنوان کرد: اصل 77 قانون اساسی می‌گوید که مجلس باید بر این قراردادها نظارت کند که این سند اصلاً به مجلس نرفته است، هر گونه تعهد بین‌المللی که خلاف شرع و خلاف قانون اساسی باشد، نباید امضا شود. هر قراردادی که باعث شود بیگانه بر منابع اجتماعی، سیاسی و اقتصادی ما مسلط شود، خلاف قانون اساسی است و شرعاً هم حرام است، زیرا کاپیتولاسیون آموزشی ـ فرهنگی به‌شمار می‌آید.
 
وی افزود: ما تعهد داریم که در برابر غرب باید پاسخگو باشیم و بگوییم چطور سیاست‌های آنها را در مدارس‌مان اجرا کردیم. گاهی می‌گویند قرارداد را به شرط تحفظ امضا کردیم، در حالی که همین حرف بارها برای ما مشکل ساخته است، ما نمی‌گوییم کسی قصد خیانت داشته، گاهی صدمه حماقت از خیانت کمتر نیست، حتی اگر فرد نیت خوبی داشته باشد. به‌طورمثال بحث رفع تبعیض را با منظور خاصی بیان می‌کنند و ما آن را امضا می‌کنیم، مثلاً می‌گویند اقشار آسیب‌پذیر باید موردحمایت باشد، ما هم آن را امضا می‌کنیم، ولی تعریف آنها از اقشار آسیب‌پذیر این است که همجنس‌بازان نیز جزو این اقشار به حساب می‌آیند.
 
عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی گفت: آمریکا اجازه نمی‌دهد یک کلمه خلاف قانون اساسی کشورش مطرح شود. حتی در مورد مسائل هسته‌ای با اینکه بمب اتم دارد، قراردادها را امضا نمی‌کند، ولی ما که بمب نداریم باید امضا کنیم، یعنی حتی قوانینی که خودشان نوشته‌اند را امضا نمی‌کنند و به ما می‌گویند که امضا کنیم.
 
رحیم‌پور ازغدی تأکید کرد: دوستان می‌گویند 2030 را داوطلبانه اجرا کردیم، یعنی هنوز به ما الزام نشده است، انجامش دادیم، حتی برجام را هم سریع انجام دادیم و طرف مقابل را به وجدانش سپردیم که 90 درصد آن را اجرایی نکرد. در مورد 2030 نیز کسی در آسیا و اقیانوسیه قدمی برنداشته که ما داوطلبانه انجام می‌دهیم، در صورتی که آنها هم چنین توقعی ندارند، ولی ما پیش‌دستی می‌کنیم.
 
وی افزود: دبیر کمیسون یونسکو، جمهوری اسلامی را به عنوان کشور پیشگام اجرای تدارکات لازم برای 2030 معرفی کرده و از طرف غرب، از ایران تقدیر می‌کنند، یعنی حتی آنها هم توقع چنین کاری را از ما نداشتند و این سند هم ما را غافلگیر کرد و هم آنها را.
 
عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی خاطرنشان کرد: نرخ رشد جمعیت ایران صفر است، یعنی 20 سال بعد تمام مهدکودک‌ها باید به خانه سالمندان تبدیل شود و دشمن کاری که می‌خواست در کشور ما انجام داد، 200 سال طول کشید که اروپا و غرب به این وضعیت برسند، ولی ما 20 ساله رسیدیم. با این سرعتی که پیش می‌رویم، 20 سال بعد خانواده در ایران چه تعریفی دارد؟ آنها نظام تربیتی خود را به ما تحمیل می‌کنند و حالا می‌خواهند از کودک 5 ساله آموزش را شروع کنند و خودمان هم داوطلبانه و با پول خودمان این کار را برایشان انجام می‌دهیم.
 
رحیم‌پور ازغدی عنوان کرد: بانک‌های سرمایه‌داری غرب، هسته پولشویی جهان است، ولی آنها به ما در مورد پولشویی دستور می‌دهند و ما امضا می‌کنیم، گویی عطش امضا وجود دارد، امضا می‌کنند تا نکند غربی‌ها بگویند ما مدرنیته نیستیم، در حالی که ما مکتب انبیا را داریم، ما ملت عزیزی داریم که مسیر تاریخ را درگرگون کرده‌اند.با مدرنیته کاری نداریم.
 
وی اضافه کرد: برای تروریست شاخص‌هایی را برمی‌شمرند، به‌طوری که انقلابی‌های جهان را تروریست می‌دانند، ولی تروریست‌های واقعی را تروریست نمی‌دانند، تعهد می‌گیرند که آموزش جنسی برای کودکان و حیازدایی و اخلاق‌زدایی تضمین سلامت خانواده‌هاست و همجنس‌گرایی را یکی از حقوق اصلی بشر می‌دانند و ما اینها را امضا می‌کنیم و می‌گوییم حق تحفظ داریم. در حالی که پیش از این نیز از این‌گونه سندها امضا شده ولی صدایش درنیامده است.
 
عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی گفت: دکترین اومانیستی را مطرح می‌کنند و تحت عنوان تنوع فرهنگی و مذهبی عملاً هوس و نفسانیت که تمام انبیا برای مدیریت آن مبعوث شده‌اند را جایز می‌دانند، طبق سند 2030 در مدارس ما همجنس‌بازان می‌توانند کلاس آموزشی داشته باشند، ولی در مورد دین نمی‌توانیم صحبت کنیم.
 
رحیم‌پور ازغدی اظهار داشت: اینها که از آزادی می‌گویند خودشان، دختران باحجاب فرانسوی را از حجاب منع کردند و زن باحجاب امکان استخدام در نهادهای دولتی آنها را ندارد، ازدواج با همجنس را با قانون حمایت می‌کنند، ولی با پوشش مبارزه می‌کنند که این تناقض در برخورد با آزادی جالب است.
 
وی افزود: نکته بعدی که در سند مطرح شده الزام احترام به رفتارهای متفاوت است که یکی از آنها همجنس‌گرایی است و حتی عدم قانونی بودن همجنس‌گرایی در ایران را محکوم می‌کنند و ما هم پای این مسئله را امضا می‌کنیم، مفهوم شهروند جهانی را مطرح می‌کنند، در حالی که از نظر آنها کدخدای این دهکده جهانی، آمریکا و صهیونیست است.
 
عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی بیان داشت: ویژگی‌های کودکی که می‌خواهند تربیت کنند منطبق بر سکولاریسم است. ما چگونه این مسائل را در مدارس‌مان اجرا کنیم؟ مدارس غیرانتفاعی ما هم که دقیقاً انتفاعی است و فقط نام آن را معکوس گذاشته‌اند، به‌طوری که برخی از این مدارس سالانه 20 میلیون تومان یا بیشتر دریافت می‌کنند.
 
رحیم‌پور ازغدی در ادامه خاطرنشان کرد: تضمین صلح بدون خشونت را مطرح می‌کنند و حتی عزاداری برای امام حسین(ع) را خشونت می‌دانند، به چند کشور عربی که نوکرشان هستند، دستور دادند که واژه‌های نظارت اجتماعی، انقلاب و واژه‌هایی نظیر این را از کتاب‌ها حذف کنند. ما به کودکانمان، اخلاق را یاد می‌دهیم به طوری که فرماندهان جنگ ما جوانان بودند و مسیر جنگ را تغییر دادند، اما آنها کینه و خشونت را به کودکانشان آموزش می‌دهند و این مسئله را بی‌ایراد می‌دانند.
 
وی اضافه کرد: سن قانونی ازدواج را 18 سال به بالا می‌دانند، درحالی که هر سنی که پسر یا دختر به مصلحت‌شان باشند باید ازدواج کنند، البته ممکن است کسی سنش هم بالا باشد ولی بلوغ اجتماعی ندارد که این فرد نباید ازدواج کند، ولی آنها می‌خواهند سبک خودشان را به ما تحمیل کنند و بلایی که سر غرب آمده است، سر ما هم بیاورند. به‌طوری که در غرب چیزی به نام ازدواج وجود ندارد که می‌خواهند این سبک زندگی را از کودکی به فرزندان ما آموزش دهند و دولت ما هر سال باید بابت چگونگی پیشرفت در این آموزش به آنها پاسخ دهد.
 
عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی اظهار داشت: تحت شعار تضمین برابری زن و مرد، می‌خواهند جنجال ایجاد کنند، در حالی که در اسلام هیچ شغلی برای زنان حرام اعلام نشده است، حتی در دادگاه‌ها قاضی زن هم حضور دارد و اسلام فقط گفته مسئله حیا و عفت رعایت شود، در حال حاضر چند میلیون دیپلم بیکار به چند میلیون دکتر و مهندس بیکار تبدیل شده‌اند، زیرا اصلاً توجهی به نیاز کشور نشده است و فقط کارخانه تولید مدرک به راه انداختیم، در حالی که برخی رشته‌ها در کشور موردنیاز نیست و باید تعطیل شود.
 
رحیم‌پور ازغدی افزود: در ایران گویا همه دکتر هستند و همه مدرک دارند، در حالی که حتی نمی‌توانند مشکل خودشان را حل کنند، چه برسد به مشکل جامعه، این مسئله باید اصلاح شود.
 
وی گفت: نمی‌دانم اینهایی که برای نماینده مجلس شدن و رئیس‌‌جمهور شدن تلاش می‌کنند، برای مشکلات کشور چه فکری کرده‌اند، باید بدانند که ریاست هدف نیست، بلکه هدف خدمت است، ولی هر لیستی را که می‌بینی ممکن است شعارها متفاوت باشد، ولی عملکرد همان است، هر سال از اقتصاد مقاومتی می‌گویند، ولی فقط حرف می‌زنند، در حالی که مقام معظم رهبری بحث اقدام و عمل در اقتصاد مقاومتی را مطرح کرده‌اند، یعنی فرمودند حرف را تمام کنیم.
 
عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی تأکید کرد: سند 2030 به‌گونه‌ای است که بر اساس آن مستشاران خارجی باید به آموزش و پرورش ما نظارت کنند.
 
به گفته رحیم‌پور ازغدی هر کجای دنیا که پیشرفتی صورت گرفته، بر اساس نظم و حساب و کتاب بوده، ما غرب‌گرایی می‌کنیم ولی این مسائل را رعایت نمی‌کنیم و به جای آن پای سند همجنس‌بازی را امضا می‌کنیم، بحث عقیم کردن کارتن‌خواب‌ها را مطرح کردند، در حالی که به طور کلی نباید اصلاً کارتن‌خوابی وجود داشته باشد که چنین بحثی مطرح شود، ولی در همان نظام سرمایه‌داری ببینید که چه تعداد کارتن‌خواب وجود دارد.
 
وی افزود: می‌گویند باید گزارش سالانه به آنها ارائه دهیم که چقدر اینترنت بدون فیلتر در اختیار زنان و کودکان قرار می‌دهیم، البته ما که در این مسائل جلوتر رفته‌ایم، ولی چرا باید به آنها تعهد بدهیم؟ می‌گویند برای کنترل جمعیت باید به آنها تعهد بدهیم، نرخ رشد جمعیت‌مان به صفر رسیده است و حالا که آنها می‌خواهند باید آن را به زیر صفر برسانیم.
 
عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی اظهار داشت: می‌گویند باید تحول دینی، عقیدتی، سیاسی و اخلاقی داشته باشید، بحث تجارت جهانی را براساس سازمان تجارت جهانی مطرح می‌کنند، بحث مدیریت سواحل ایران را مطرح می‌کنند و در برابر اینها اسناد بالادستی کنار گذاشته می‌شود و دیگر نباید قوانین خودمان را رعایت کنیم و حتی دولت ما باید تحت نظارت آنها قرار بگیرد، البته برخی مسائل مانند آموزش همگانی جزو شعارهای خودمان بوده، اما وقتی اینها را هم عمل کنیم گویا به دستور آنها عمل کرده‌ایم.
 
رحیم‌پور ازغدی خاطرنشان کرد: مصوبات شورای عالی انقلاب فرهنگی را گزینشی عمل می‌کنند که با این سند دیگر همین مقدار هم عمل نمی‌شود، به‌طوری که گاهی می‌خواهند به عنوان نظافتچی در یونسکو استخدام شوم، بلکه آنجا حرفی بزنیم که آقایان عمل کنند.
 
وی ادامه داد: ارسال اطلاعات دقیق در مسائل آموزشی و اجتماعی به سازمان ملل مانند مسائل هسته‌ای است که قرار بود سازمان ملل نظارت کند و گفتند به آمریکا نمی‌گوییم در حالی که سازمان ملل نوکر آمریکاست، ما باید به بانک جهانی، یونسکو و یونیسف گزارش دهیم. تمام اطلاعات آموزشی، منابع، محتواها، معلمان، آموزش‌گیرندگان و اساتید را باید به آنها اعلام کنیم، یعنی به‌طور رسمی خودمان برای آنها جاسوسی می‌کنیم.
 
عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی گفت: در موضوع هسته‌ای 120 کشور از ما حمایت کردند ولی آنها این کشورها را جامعه جهانی نمی‌دانند و فقط خودشان سه‌، چهار کشور را جامعه جهانی می‌نامند، می‌گفتند امام(ره) با جهان قهر بود، در حالی که امام(ره) با این چند جهان‌خوار قهر بود، نه با جهان.
 
رحیم‌پور ازغدی خاطرنشان کرد: آمریکا دچار بیماری خودجهان‌پنداری است و غرب‌زده‌های داخلی دچار بیماری آمریکا‌جهان‌پنداری هستند، با سند 2030 نهادهای نظارتی ما تقریباً حذف می‌شود و اسناد آنها بر اسناد ما مقدم می‌شود.
 
وی گفت: من به دولت خاصی نظری ندارم، جریان لیبرالی مرعوب غرب را همیشه داشته‌ایم، حالا هم هست. برخی هم قصد خیانت ندارند، ولی مانند برجام عمل می‌کنند که یک برجام آمریکا دارد و یک برجام هم در دل‌مان داریم، ولی نهادهای بین‌المللی برجام آمریکا را قبول دارند.
۰ نظر ۰۵ فروردين ۹۶ ، ۰۰:۴۰
حسن حیدری
به همین علت هم‌اکنون نیز نقل و انتقال دلاری هیچ بانک ایرانی با بانک خارجی میسر نبوده و در واقع مشکل همچنان پابرجا است. در صحت این مسئله کافی است به نحوه پرداخت 400 میلیون دلار از طلب جمهوری اسلامی ایران توسط آمریکا رجوع نمائیم. تابستان امسال زمانی که این بدهی پرداخت شد، نحوه پرداخت آن سوژه بسیاری از رسانه‌ها شد چرا که مبلغ مذکور به صورت نقدی، از طریق هواپیما و در قالب‌های چوبی وارد کشور شد! یعنی روش‌های قرون وسطایی!
به همین علت هم‌اکنون نیز نقل و انتقال دلاری هیچ بانک ایرانی با بانک خارجی میسر نبوده و در واقع مشکل همچنان پابرجا است. در صحت این مسئله کافی است به نحوه پرداخت 400 میلیون دلار از طلب جمهوری اسلامی ایران توسط آمریکا رجوع نمائیم. تابستان امسال زمانی که این بدهی پرداخت شد، نحوه پرداخت آن سوژه بسیاری از رسانه‌ها شد چرا که مبلغ مذکور به صورت نقدی، از طریق هواپیما و در قالب‌های چوبی وارد کشور شد! یعنی روش‌های قرون وسطایی!
گروه سیاسی-رجانیوز: نزدیک شدن انسان به خداوند متعال و بهبود وضعیت به احسن آن از جمله خواسته های همیشگی مسلمانان  است، کما این که متناسب با ادعیه مذهبی در ساعات تحویل سال مسلمانان ایرانی با تضرع و خواهش از خداوند می خواهند که " حول حالنا الی احسن الحال".
 
به گزارش رجانیوز  سخنان آغازین روحانی در سال 96 اما اندک امیدهای باقی مانده برای تغییر در حالات رئیس جمهور را نیز به به بر باد داد چرا که روحانی در با تکرار ادعاهای قدیمی خود در جمع جوانان و نخبگان استان خراسان جنوبی مدعی شد:
 
‏در دوران گذشته برای خرید اجناس مجبور بودیم از طریق صراف‌ها پول را جابجا کنیم و در حقیقت با این ‏اقدامات به روشهای دوران قاجار برگشتیم، اما امروز از آن شرایط نجات یافتیم و این بخاطر به صحنه آمدن ملت در ‏خرداد ۹۲ بود و اینکه مردم خواستند که این اتفاق بیفتد.‏
 
جالب توجه است که روحانی پیش‌تر نیز   9 اسفند 1395 در جمع مدیران بانک مرکزی با اشاره به مسئله تعاملات بانکی در دولت قبل و پیش از برجام گفته: در آن مقطع به یکباره به حدود صد سال قبل و زمان قاجار برگشتیم به گونه‌ای که تمام تعاملات که از طریق سیستم بانکی انجام می‌شد، به شرایط صرافی بازگشت.
 
از جایی که رویه رئیس جمهور در آغاز سال جدید نشان از ادامه همان روند گذشته است  گزارش زیر را که پاسخی به این سخنان غیرکارشناسانه است مجددا برای مخاطبان بازنشر می‌کنیم
 
در همین راستا روحانی در حالی زبان به گلایه از سیاست اتکا به صرافی دولت قبل گشوده که گویا این نکته را فراموش کرده  که حسین فریدون در ایام تشدید تحریم‌ها و افزایش نرخ ارز همراه با شرکای خود یعنی علی صدقی، علی اسدیان و مانی مهاجان اقدام به ایجاد صرافی کرد. صرافی «صدقی و شرکاء» که اتفاقاً فاقد مجوز از بانک مرکزی بوده است! 
 
اما  اگر به طور کاملاً فرضی ادعای روحانی را بپذیریم که در پیش از برجام و در زمان تحریم‌ها به دوران قاجار بازگشته‌ایم متوجه خواهیم شد که در شرایط فعلی و در دوران پسابرجام نیز همچنان همان شرایط برقرار است.
 
در همین زمینه باید اشاره کرد که پیش از توافق هسته‌ای نقل و انتقال دلاری از دو طریق صرافی و چمدانی انجام می‌شد و از این دو روش بود که پول نفت وارد کشور می‌شد. اما آیا با برجام این مشکل حل شده است؟ پاسخ این سوال نیز منفی است چرا که توافق هسته‌ای به علت داشتن ضعف‌های فراوان و مفتضح بودن متن آن هیچ اشاره‌ای به تحریم کاملاً هسته‌ای چرخه دلار نکرده است و این تحریم همچنان با قوت پابرجا مانده است.
 
به همین علت هم‌اکنون نیز نقل و انتقال دلاری هیچ بانک ایرانی با بانک خارجی میسر نبوده و در واقع مشکل همچنان پابرجا است. در صحت این مسئله کافی است به نحوه پرداخت 400 میلیون دلار از طلب جمهوری اسلامی ایران توسط آمریکا رجوع نمائیم. تابستان امسال زمانی که این بدهی پرداخت شد، نحوه پرداخت آن سوژه بسیاری از رسانه‌ها شد چرا که مبلغ مذکور به صورت نقدی، از طریق هواپیما و در قالب‌های چوبی وارد کشور شد! یعنی روش‌های قرون وسطایی!
 
حتی بعیدنژاد رئیس  تیم کارشناسی هسته ای  نیز پس از عزیمت به انگلستان و قرار گرفتن در قامت سفیر ایران در این کشور در اعترافی تلخ عنوان کرد عنوان کرد که حتی حساب بانکی سفارت ایران در لندن نیز کماکان بسته است.
 
اما نکته جالب توجه این است که در حالی همچنان پس از اجرای برجام مشکلات اصلی کشور در زمینه تحریم‌ها پابرجا است که به موجب توافق هسته‌‌ای عقب‌نشینی‌های گسترده‌ای در حقوق هسته‌ای کشور رخ داده است که به تعبیر دقیق مذاکره کننده گان دولت یازدهم کشور را از صد حق ذاتی و طبیعی خود محروم کرده‌‌اند؛ واضح‌تر آن‌که باوجود بتن ریزی در راکتور اراک، به موزه سپردن غنی سازی بیست درصد ، تعطیلی فردو و هزار هنرنمایی دیگر مذاکره کنندگان دولت یازدهم -که پیشتر به طور کامل شرح داده شد-  اما همچنان مطابق با مفروض حسن روحانی در دوران قاجار به سر می‌بریم!
 
اما نباید از این نکته نیز غافل شد که مدل سیاست ورزی قاجاری- که متاسفانه دولت یازدهم این روزها به مصداق آن تبدیل شده است- بی ارزش دانستن دستاوردهای هسته‌ای کشور بود که در نهایت به نابودی آن انجامید؛ مسئله‌ای که رهبر معظم انقلاب بیستم فروردین ماه سال گذشته و در دیدار با مداحان با اشاره به آن خاطرنشان کردند:
 
نکته‌ی آخر خواسته‌های بنده است. من یک خواسته‌هایی از مسئولین داشته‌ام که این را به آنها عرض کردم، گفتم و روی آنها اصرار دارم. یکی این مسئله است که بدانند دستاورد کنونی هسته‌ای ما چیز باارزشی است؛ این را بدانند؛ به چشم کم‌ارزش و چیز سبک به آن نگاه نکنند؛ چیز با ارزشی است. صنعت هسته‌ای برای یک کشور، یک ضرورت است. اینکه بعضی از روشنفکرنماها قلم بردارند و قلم بزنند که «آقا ما صنعت هسته‌ای را میخواهیم چه‌کار کنیم» این فریب است؛ این شبیه همان حرفی است که زمان قاجارها وقتی نفت کشف شده بود و انگلیسها آمده بودند میخواستند نفت را ببرند، اینجا دولتمرد قاجاری میگفت ما این مادّه‌ی بدبوی عَفِن را میخواهیم چه‌کار کنیم، بگذارید بردارند ببرند! این شبیه آن است. صنعت هسته‌ای برای یک کشور یک ضرورت است؛ هم برای انرژی، هم برای داروهای هسته‌ای که بسیار مهم است، هم برای تبدیل آب دریا به آب شیرین، و هم برای بسیاری از نیازهای دیگر در زمینه‌ی کشاورزی و غیر کشاورزی. صنعت هسته‌ای در دنیا، یک صنعت پیشرفته است، یک صنعت مهم است؛ این را هم بچّه‌های ما خودشان به دست آوردند؛ این انفجار ظرفیّتهای درونی و استعدادهای درونی بچّه‌های ما بود.
۰ نظر ۰۴ فروردين ۹۶ ، ۱۳:۴۲
حسن حیدری

هم آخوری اصغر فرهادی با سگهای نگهبان

از مسامحه کاری و بی عرضگی قوه قضائیه هست که افراد بی هویت و لجنی مثل اصغر فرهادی هم آغوش خون آشامان تاریخ می شوند بدون آن که محاکمه و مجازات شوند 

اصغر فرهادی

روزنامه صهیونیستی «هاآرتص» مدعی شد که «اصغر فرهادی» با این روزنامه مصاحبه داشته است.

به گزارش مشرق؛ روزنامه صهیونیستی «هاآرتص» این هفته مصاحبه‌ای را منتشر کرد که می‌گوید از «اصغر فرهادی» کارگردان ایرانی و برنده دو جایزه اسکار گرفته است.

در این مصاحبه که به نوشته هاآرتص در حاشیه جشنواره کن در ماه می سال گذشته میلادی انجام گرفته، خبرنگار که به صراحت عنوان کرده اسرائیلی است، علاوه بر مسائل مربوط به فیلم‌های آقای فرهادی، از وی در مورد مسائل سیاسی هم سوال کرده است.

این کارگردان ایرانی در پاسخ به این سوال که «چطور باید مشکل میان اسرائیل و ایران را حل کرد»، گفته است: «سیاستمداران نمی‌خواهند مسئله را حل کنند، چون [در آن صورت] چیزهای زیادی را از دست می‌دهند. تنها امید من، به مردم است، نه سیاستمداران.»

او در جواب خبرنگار اسرائیلی که گفت امید چندانی به مردم ندارد، گفت: «چون آن‌ها [مردم]، تحت تأثیر رسانه‌ها و سیاستمداران هستند. سیاستمداران هراس می‌اندازند تا برای مشروعیت خود زمینه ایجاد کنند و متأسفانه تا الان هم موفق بوده‌اند.»

نهایتا آقای فرهادی در پاسخ به این سوال که مثلا منظورش «بنیامین نتانیاهو» نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی است، گفت: «ما هم خودمان [محمود] احمدی نژاد (رئیس‌جمهور سابق ایران) را داشتیم.»

منبع: فارس
۰ نظر ۰۴ فروردين ۹۶ ، ۱۳:۴۰
حسن حیدری
مرگ بر آمریکا-مرگ بر اسرائیل

معروف‌ترین جاسوس زن اسرائیل + عکس

سازمان جاسوسی رژیم صهیونیستی، "موساد"، برای رسیدن به اهداف خود از هر اقدامی از جمله استفاده از خصوصیات جنسی زنان برای بدست آوردن اطلاعات از دیگر دولت‌ها به‌ ویژه کشورهای عربی خودداری نمی‌کند. سازمان جاسوسی رژیم صهیونیستی از زنان جذاب و اغواگر در بسیاری از عملیات‌های جاسوسی و تروریستی خود استفاده می‌کند.

فرهنگ نیوز :سال گذشته میلادی گروهی از "زنان جاسوس اسراییلی" برای اولین بار از فعالیت‌های مخفیانه خود برای کسب اطلاعات برای سرویس جاسوسی اسراییل موساد سخن به میان آوردند. به گزارش "تایمز آو اسراییل"،این جاسوس‌ها که به "زن‌های سایه موساد" معروف هستند در بسیاری از عملیات‌های جاسوسی این رژیم شرکت داشته‌اند. به گفته خود این جاسوس‌ها، آن‌ها با استفاده از ویژگی‌های زنانه خود، افراد مورد نظر را جذب کرده و سپس با ایجاد روابط نامشروع با این افراد از آن‌ها اطلاعاتی حتی محرمانه و سری بدست می‌آورند.

یکی از این زن‌ها با نام یائل می‌گوید: طنازی‌های زنانه یکی از راه‌های بسیار مناسب در ماوریت‌های جاسوسی است. این زن جاسوس می‌افزاید: زن‌ها در برخی ماموریت‌ها از مردان جاسوس بهتر عمل می‌کنند. مردی که می‌خواهد در مناطق ممنوعه وارد شود، شانس کمی برای راه پیدا کردن دارد، اما شانس موفقیت یک زن خندان و جذاب بسیار بیشتر است.

رئیس موساد درباره جاسوسان زن این سازمان صهیونیستی می‌گوید: زن‌ها به دلیل قدرت چندگانه‌شان،مزیت متمایزی نسبت به مردها در جنگ‌‌های مخفیانه دارند. "تامیر پاردو" "Tamir Pardo" در مصاحبه با مجله صهیونیستی Lady Globes"" می‌افزاید زن‌ها در هنگامی که بحث‌های امنیتی در اولویت هستند بهتر از مردان نقش خود را ایفا می‌کنند.

 

میر آمیت Meir Amit""، نیز در این باره می‌گوید،: زن‌ها یاد گرفته‌اند چگونه از جنسیت خود استفاده کنند. آن‌ها حاضر هستند برای بدست آوردن اطلاعات مهم با هر کسی ارتباط برقرار کنند. آمیت می‌گوید رابطه میان کارهای اطلاعاتی و تله‌های جنسی به اندازه خود جاسوسی قدمت دارند.

 
"دام عسل" چیست؟

دام عسل "Honey Trap"، به ماموریت‌های ویژه زن‌های جاسوس رژیم صهیونیستی گفته می‌شود. در این عملیات‌های ویژه، جاسوسان اسراییلی با نزدیک شدن به سوژه‌های مورد نظر خود و نفوذ در سیستم‌های اطلاعاتی، دست به جاسوسی زده یا حتی در برخی از موارد اقدامات تروریستی انجام می‌دهند.

یک خاخام اسراییلی استفاده جنسی از زنان جاسوس در ماموریت‌های دام عسل علیه دشمنان را مجاز دانسته است. در تحقیقاتی که موسسه صهیونیستی زموت با نام "رابطه نامشروع به خاطر امنیت ملی" انجام داده‌ است، مشخص شد که رژیم صهیونیستی بارها از عملیات‌های "دام عسل" استفاده کرده است. برای مثال در سال 1966جاسوس زن اسراییلی یک خلبان عراقی را متقاعد کرد تا با هواپیمای MIG خود به سرزمین‌های اشغالی فرار کند.

کارشناس هسته‌ای اسراییل در دام عسل

یکی از عملیات‌های مهم موساد که در آن از زنان استفاده شد عملیات سال 1987 بود؛ "مردخای وانونو" "Murdechai Vanun" مهندس هسته‌ای "نیروگاه دیمونا" رژیم صهیونیستی اسرار زرادخانه‌های هسته‌ای اسراییل را به "ساندی تایمز" فروخت. سیندی، یکی از جاسوسان موساد، با وانونو رابطه برقرار کرده و او را به تله می‌اندازد. وانونو در آن موقع دستگیر و به سرزمین‌های اشغالی بازگردانده می‌شود.

پس از آنکه موساد متوجه شد که وانونو، اطلاعات محرمانه مربوط به کلاهک‌های اتمی اسرائیل را به هفته‌نامه "ساندی‌تایمز" تحویل داده‌ است، تصمیم به دستگیری وی گرفت، اما از آن‌جا که "مردخای وانونو" از اسرائیل خارج و در خاک انگلیس اقامت گزیده‌ بود و موساد بنا بر قراردادهای امنیتی که با سازمان اطلاعات و امنیت خارجی انگلیس داشت، نمی‌خواست در خاک انگلیس دست به آدم‌ربایی بزند. از این روی، مقامات موساد تصمیم گرفتند تا با کمک عوامل انسانی وی را ترغیب کنند تا انگلیس را به خواسته خود ترک و به کشور ایتالیا سفر کند. از این روی، یک مامور اطلاعاتی زن عضو موساد با نام عملیاتی "سیندی"، ماموریت یافت تا به عنوان یک "توریست آمریکایی" و به صورت ظاهراً اتفاقی با وی آشنا شود و پس از طرح دوستی، وانونو را متقاعد کرد تا با یکدیگر، برای تعطیلات آخر هفته به شهر "رم" در کشور ایتالیا سفر کنند. ساعاتی پس از ورود به رم، ماموران موساد وی را دستگیر و طی عملیاتی به سرزمین‌های اشغالی منتقل کردند .وی در دادگاهی به اتهام جاسوسی و خیانت به اسراییل و به علت "افشای اسرار هسته‌ای کشور" به مدت ۱۸سال زندانی شد.

پس از آزادی در سال 2004، اجازه خروج از اسرائیل و مصاحبه با رسانه‌های خارجی‌ را نداشت. مردخای وانونو، در دادگاهی در اسرائیل به سرپیچی از از الزامات آزادی‌اش (مصاحبه با خارجی‌ها) به شش ماه حبس تعزیری، محکوم شد.

 

جاسوسی که به روابط جنسی خود با سران کشورهای عربی افتخار می‌کند

"تزیپی لیونی" Tzipi Livni""، در مصاحبه‌ای با "مجله تایم"، سال گذشته اذعان کرد که در زمان همکاری وی با موساد برای کسب اطلاعات از شخصیت‌های برجسته با آن‌ها روابط جنسی برقرار کرده است. بنا بر این گزارش، او از  روابط نامشروع و ارتکاب قتل برای نیل اطلاعات به خاطر اسراییل ابایی نداشته است.

لیونی هم‌چنین در این مصاحبه اعتراف کرده است که قربانیان وی در کشورهای اروپایی بسیاری از رهبران کشورهای عربی بوده‌اند.

تزیپی لیونی، "وزیر خارجه سابق رژیم صهیونیستی" اعتراف کرد از روابط نامشروع و غیراخلاقی با مقامات برخی کشورهای عربی فیلمبرداری کرده‌ است.

روزنامه الدیار لبنان در این ارتباط نوشت که این نماینده سابق کنست اسرائیل گفته است که در این ارتباط از خاخام بزرگ اسرائیل طلب اذن و اجازه کرده و خاخام بزرگ نیز درباره وی فتوا داده که تزیپی می‌تواند با بیگانگان روابط نامشروع داشته باشد به شرط آنکه این امر به منافع اسرائیل خدمت کند.

اما لیونی در این ارتباط می‌گوید اتاقی که با برخی شخصیت‌های سیاسی عرب در آنجا روابط نامشروع داشته مجهز به دوربین‌هایی بوده که از این روابط فیلم‌برداری کرده‌اند. لیونی شماری از شخصیت‌های عربی را تهدید کرد که اگر نخواهند دستورات وی را به اجرا بگذارند، اقدام به انتشار فیلم‌های غیر اخلاقی آنها در یوتیوب می‌کند.

به علاوه، لیونی در نشریه آمریکایی "تایم" اعتراف کرده بود که در دوران فعالیت خود در موساد به عنوان جاسوس با "حمد بن خلیفه آل ثانی" "امیر قطر" که در آن دوران در دربار فعالیت داشت رابطه داشته است. لیونی علاوه بر اعتراف به داشتن روابط با پادشاه کنونی قطر به برقراری ارتباط جنسی با "حمد بن جاسم" نخست وزیر قطر نیز اذعان کرد.

وی داشتن روابط با این دو مقام قطری را نمونه‌ای از بهترین موفقیت‌هایش در دوران تصدی مسئولیت "وزارت خارجه رژیم صهیونیستی" عنوان کرد.

"شولا کوهن" برای گرفتن اطلاعات محرمانه از برخی مقام‌های عربی با آنها رابطه جنسی برقرار کرده و در این بین وی اعلام کرده است که با "محمد عوض"، مسئول اقامت بیگانگان در لبنان ارتباط جنسی داشته است.

به نوشته پایگاه خبری النخیل، کوهن پس از مدتی آشنایی با عوض و تاثیرگذاری بر او، خواستار گزارش‌های اطلاعاتی از او شد.

بر اساس این گزارش، این جاسوسی صهیونیستی با ارتباط جنسی که با این مسئول لبنانی داشت توانست در یکی از خیابان‌های بیروت به ایجاد فروشگاه مشروبات و مرکز فساد اقدام کند و در آنجا با استفاده از زنان هرزه پای برخی مسئولان دیگر را نیز به آنجا باز کند و از این طریق به اطلاعات ارزشمندی دست یابد.
عمده فعالیت کوهن در دهه‌های 1950 و 1960 بود. او علاوه بر جاسوسی در زمینه سرقت بانک‌ها و قاچاق پول یهودیان به اسرائیل نیز فعالیت داشت.

 
 

جاسوسان اغواگر اسراییلی در شبکه‌های اجتماعی

یک وب‌سایت گروه‌های مقاومت در فلسطین اشغالی هشدار داده است که کاربران شبکه‌های اجتماعی نظیر فیس‌بوک‌ در معرض خطر جاسوسان اسراییلی هستند. بنا بر این گزارش، این جاسوس‌ها با تصاویر زنان جذاب سعی بر ایجاد رابطه با افراد داشته و به راحتی می‌توانند به رایانه‌های افراد نفوذ کرده و اطلاعات آن را به سرقت ببرند. در این مقاله که نام آن "چگونه متوجه شویم یک عضو موساد دوست ما در فیس‌بوک است؟"‌به کاربران هشدار داده شده است که از دختران زیبای فیس‌بوکی که  که تصویر حساب کاربری آن‌ها کوچک بوده و قابلیت بزرگ‌نمایی ندارد، پرهیز کنند.


تن‌فروشی حلال است

"عاری شوات" خاخام صهیونیستی نیز، طی ادعایی اعلام کرد که زنان اجازه دارند برای جمع‌آوری اطلاعات حیاتی برای امنیت اسرائیل، با دشمنان رابطه جنسی داشته باشند. بر اساس این گزارش، شوات اعلام کرده است که برقراری رابطه جنسی با تروریست‌ها در راستای بدست آوردن اطلاعاتی که به دستگیری آنها منجر شود، قابل قبول است. تحقیق این خاخام یهودی تحت عنوان "ارتباط غیرقانونی در راستای امنیت ملی" توسط موسسه تحقیقات دینی در شهرک "گوش استزیون" در نزدیکی بیت‌المقدس منتشر شده است.عاری شوات پیشنهاد داده در جاهایی که زنان یهودی باید با مبارزان دشمن ازدواج کنند، ابتدا باید از شوهر واقعی خود طلاق گرفته و بعد اقدام به ازدواج با دشمنان کنند.

۰ نظر ۰۴ فروردين ۹۶ ، ۱۳:۲۹
حسن حیدری
مرگ بر آمریکا-مرگ بر اسرائیل

سرویس‌های جاسوسی اسرائیل/۴

شاباک - کراپ‌شده

در شاباک رایج است که اگر یک روز زبان عربی را به خوبی یاد گرفتی، به یک هماهنگ‌کننده خوب تبدیل شده‌ای.

سرویس جهان مشرق - مرکز مطالعاتی اطلس متخصص در زمینه پژوهش‌های مربوط به رژیم صهیونیستی در گزارشی مفصل به بررسی سرویس‌های جاسوسی رژیم صهیونیستی، ساختار مؤسساتی و ابزارهای عملیاتی مختلف به آنها پرداخته است. آنچه در زیر می‌بینید ترجمه متن کامل گزارش مذکور است که می تواند شناخت دقیقی از امکانات و توانمندی‌های دشمن اصلی مسلمانان ارائه کرده و مصداق آیه ۷۱ از سوریه نساء باشد که می فرماید: یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا خُذُوا حِذْرَکُمْ فَانْفِرُوا ثُباتٍ أَوِ انْفِرُوا جَمیعاً  [ ای کسانی که ایمان آورده اید، (در برابر دشمنان دین)  آمادگی خود را حفظ نموده، سلاح های خود را برگیرید، پس گروه گروه یا دسته جمعی (طبق اقتضای حال) حرکت و کوچ نمایید. ]

تعدد سرویس‌های جاسوسی رژیم صهیونیستی در اسامی و مأموریت‌های مختلف نشان دهنده حجم توجه ویژه سرکردگان این رژیم به جمع‌آوری اطلاعات جاسوسی است، این اعتقاد از زمان اعلام موجودیت رژیم صهیونیستی وجود دارد که این سرویس‌ها زیر ساخت‌های اولیه تشکیل حاکمیت اسرائیل هستند و اهداف توسعه‌طلبانه این رژیم را محقق می‌کنند. با وجود کوچک بودن حجم سرزمین‌های اشغالی، سرویس‌های امنیتی و جاسوسی این رژیم با بودجه‌های بسیار هنگفت و ساختاری بسیار بزرگ تر از کشورهای پیرامونی آنها در منطقه فعالیت می‌کنند. این موسسات جاسوسی تلاش گسترده‌ای برای تضعیف کشورهای پیرامونی وکمک به رژیم های استبدادی و فاسد به کار می گیرند.
قسمت اول: الگوی جاسوسی انگلیسی‌ها چگونه موساد را بوجود آورد؟
قسمت دوم: تشکیلات سازمانی سرویس‌های جاسوسی رژیم صهیونیستی چگونه است؟ / «امان» تافته جدابافته ارتش اسرائیل
قسمت سوم: یگان‌های اطلاعاتی رژیم صهیونیستی را بشناسید/ «۸۲۰۰» یگانی برای شنود تلفن‌های مردم جهان

مبحث دوم: بخش اطلاعات عمومی (شاباک) 
اول: تأسیس شاباک:در روز ۱۸ فوریه ۱۹۴۹ سرویس امنیتی رژیم صهیونیستی به صورت رسمی تأسیس شد. البته موجودیت این سرویس تا سال ۱۹۵۷ مخفی مانده بود. شاباک بخش اساسی از سیستم امنیتی رژیم صهیونیستی به شمار می‌رود که مستقیماً زیر نظر و دستورات نخست وزیر اسرائیل قرار دارد. مأموریت‌های رسمی این سرویس جاسوسی تحت عنوان گسترده ای یعنی حمایت از موجودیت اسرائیل در برابر توطئه‌های خارجی و حمایت از امنیت داخلی رژیم صهیونیستی تعریف ‌شده است.
دوم: مأموریت‌های شاباک
 
مأموریت‌هایی که در زمان تأسیس شاباک بر عهده این سرویس گذاشته شده بود، به قرار زیر است:
-    مبارزه با جاسوسی طرف‌های خارجی در سرزمین‌های اشغالی.
-    اقدامات ضد جاسوسی و مبارزه با توطئه‌های سیاسی.
-    مسئولیت حمایت از امنیت مؤسسات و زیرساخت‌های اسرائیل و نمایندگی‌های این رژیم و خارج سرزمین‌های اشغالی.

سرویس امنیتی شاباک در تمامی گوشه و کنار فلسطین اشغالی استقرار دارد و صدها تن از کارمندان این سرویس از جمله افسران اطلاعاتی میدانی و عناصر بازجو و نیروهای عملیاتی و شنودگرها و تحلیلگران اطلاعات جاسوسی و کارشناسان امور تکنولوژی و مدیران و افسران امنیتی و نگهبانان در قالب این سرویس فعالیت می‌کنند. اقدامات شاباک طی دو دهه ۵۰ تا ۶۰ قرن گذشته میلادی در زمینه شکست دادن عملیات‌های ضد اسرائیلی و توطئه‌های سیاسی در داخل محافل یهودی بوده و عناصر این سرویس تلاش داشتند رژیم صهیونیستی را از جاسوسی عوامل اروپای شرقی و کشورهای عربی حفاظت کرده و حاکمیت نظامی مستقر در آن زمان را مورد پشتیبانی خود قرار دهند.

محور فعالیت‌های شاباک حفظ امنیت رژیم صهیونیستی و حمایت از مؤسسات این رژیم در برابر هر نوع تهدیدات و اعمال خرابکارانه و جاسوسی است. شاباک مأمور حفظ منافع رسمی کابینه رژیم صهیونیستی به ویژه منافع حیاتی این رژیم و تمامی مسائل مرتبط با امنیت داخلی اسرائیل براساس قوانین کابینه است.

مهم‌ترین مأموریت‌ها و وظایف محوله برای این سرویس جاسوسی به قرار ذیل است:
-    سرکوب اقدامات نیروهای مقاومت و متوازن با هدف آسیب زدن به امنیت داخلی و مؤسساتی رژیم صهیونیستی.
-    جمع‌آوری اطلاعات و تحلیل آنها با هدف اجرای مأموریت‌های توصیه‌شده در راستای خدمت به منافع اسرائیل.
-    حفاظت از شخصیت‌های مهم در داخل کابینه رژیم صهیونیستی.
-    انجام اقدامات لازم برای حمایت از طرف هایی که قانون این رژیم تعیین کرده است.
-    نظارت و حفاظت از تأسیسات استراتژیک در داخل و سرزمین‌های اشغالی نظیر هواپیماهای مسافربری، فرودگاه‌ها، سفارت‌های رژیم در خارج، حمایت از اطلاعات امنیتی و سیاسی.
-    موافقت امنیتی: تعیین پرونده امنیتی برای کارمندان بخش عمومی در سرزمین‌های اشغالی با توجه به مصوبات کابینه اسرائیل در رابطه با هر نوع شغل و شخصیت.
-    جذب منابع اطلاعاتی کافی و راه‌اندازی آنها که از طریق عوامل انسانی از طریق ابزارهای تکنولوژیک مختلف با هدف حفظ امنیت رژیم صهیونیستی.
حوزه کاری سرویس جاسوسی شاباک شامل مناطق مختلفی است که به سه منطقه عمده تقسیم می‌شود:
۱-    منطقه قدس و یهودا و سامره (کرانه باختری) این بخش بزرگ در منطقه تحت حاکمیت شاباک است، مأموریت محوله در این مناطق سرکوب عملیات فلسطینی‌ها است.
۲-    منطقه شمالی: شاباک در این منطقه مسئولیت مبارزه با عملیات محرمانه و سازمان‌های متخاصم با اسرائیل را بر عهده دارد. شاباک مسئولیت منطقه‌ای لبنان را با همکاری سرویس‌های جاسوسی دیگر در جریان حمله رژیم صهیونیستی به لبنان در سال ۱۹۸۲ در اختیار گرفته بود.  
۳-    منطقه جنوبی: این منطقه دومین منطقه بزرگ تحت تسلط شاباک است که مرکزیت آن در شهر عسقلان قرار دارد. مسئولیت جلوگیری از عملیات فلسطینی‌ها از طریق نوار غزه یکی از مسئولیت‌های این منطقه است.
سوم: بخش‌های مختلف شاباک:
سرویس جاسوسی شاباک بخش‌های تخصصی متعددی دارد که عبارتند از:
بخش عربی: این بخش بزرگ‌ترین بخش موجود در شاباک است که مسئول کشف گروهک‌ها و سازمان‌های متخاصم با رژیم صهیونیستی در داخل جامعه عربی سرزمین‌های اشغالی است.
بخش ضدجاسوسی و جلوگیری از نفوذ: این بخش با عنوان بخش یهودی یا غیرعربی شناخته می‌شود. حجم این بخش بعد از سقوط اتحاد جماهیر شوروی کاهش پیدا کرده است، چرا که به ویژه طی دوره جنگ سرد تخصص عناصر آن مبارزه با جاسوسان یهودی بوده است.
بخش حفاظتی: این بخش شامل یگان‌های رزمی برای حفاظت از شخصیت‌ها و هیئت‌های رسمی و حمایت از امنیت اشخاص، فرودگاه‌ها، هواپیماهای مسافربری و سفارتخانه‌های اسرائیل در کشورهای دیگر است.
بخش تحقیقات: این بخش مسئولیت تحقیقات از بازداشتی‌ها در داخل اطاقک‌های ویژه تحقیق در شاباک را برعهده دارد.
بخش تکنولوژی: مأموریت این بخش توسعه ابزارهای تکنولوژیک برای مبارزه با "تروریسم " و جمع‌آوری اطلاعات است.
بخش دولتی برای حفاظت از اطلاعات: این بخش به اختصار "رام" خوانده می شود و بنا به مصوبه کابینه رژیم صهیونیستی در سال ۲۰۰۲ تشکیل شده است. این بخش به صورت مستقیم با شاباک در ارتباط است و اختیار دادن دستورها و توصیه ها به مراکز و موسساتی که سامانه های اطلاعاتی حساس نظیر دفتر نخست وزیر، وزارت امور مالی، وزارت امور داخلی، و بانک اسرائیل در آن مستقر است را دارند.

از طریق بررسی برخی مأموریت‌های ویژه شاباک مشخص می‌شود که فعالیت های این سرویس جاسوسی تنها منحصر به فعالیت‌های داخلی نیست. شاباک همچنین جمع‌آوری اطلاعات و اجرای مأموریت‌ها این در رابطه با کمک به امنیت اسرائیل را بر عهده دارد.

روسای شاباک

چهارم: افسران و نیروهای هماهنگ‌کننده شاباک
شاباک بر اساس فعالیت نیروهای هماهنگ‌کننده خود، همواره به دنبال جذب جاسوس و مزدوران مختلف بوده و چهره جاسوسی کاملی شامل حجم گسترده‌ای از اطلاعات را ترسیم می‌کند. یک گفتمان رایج در میان هماهنگ ‌کنندگان شاباک و مسئولان جذب و راه اندازی مزدوران و جاسوسان در داخل کرانه باختری و نوار غزه وجود دارد که می گوید: اگر یک روز زبان عربی را به خوبی یاد گرفتی، بدان که به یک هماهنگ‌کننده خوب در شاباک تبدیل شده ای و آخرین مراحل آموزش و شایستگی را پشت سر گذاشته‌ای. هماهنگ‌کنندگان شاباک چشم رژیم صهیونیستی در کرانه باختری و نوار غزه و مرزهای مصر و اردن هستند.

مراحل حرفه ای تبدیل شدن افراد به هماهنگ‌کنندگان شاباک و عوامل جذب جاسوس و نیروهای مزدور شامل بخش های متعددی است که با توزیع این افراد در کارها و مسئولیت‌های مختلف براساس توانمندی‌ها و میزان اتکا به آنها آغاز می‌شود. به علت اهمیت سرویس‌های جاسوسی و جمع‌آوری اطلاعات در رژیم صهیونیستی، این رژیم اهمیت ویژه‌ای به استفاده از توانمندی‌های مختلف دولتی و به‌کارگیری آنها در خدمت سرویس‌های جاسوسی در زمینه آماده سازی یا فراهم کردن امکانات مورد نیاز می دهد. به این ترتیب عناصری که به شاباک ملحق شدند دوره‌های آموزشی و مراحل طاقت‌فرسا و پیشرفته ای را می‌بیند که از جمله آنها کارهای روان‌شناسی است.
 
مراحل آموزش این افراد در داخل آکادمی وابسته به مدرسه السن در شاباک آغاز می‌شود که از ۴۵ سال پیش احداث شده است. داوطلبان در این مدرسه به خوبی با فرهنگ عربی و امثال و حکم آشنا می‌شوند تا بتوانند در تعامل با عرب ها در پروسه جذب آنها، از این اطلاعات استفاده کنند. مرحله اول در این آکادمی با آموزش فشرده زبان عربی آغاز می‌شود و فرد داوطلب در نهایت می‌تواند یک گفت‌وگو به زبان عربی را با یک تاجر عرب‌زبان یا یک کشاورز ساده مدیریت کند.

در مرحله دوم که بالغ بر ۱۰ ماه طول می‌کشد، داوطلبان در مناطق مختلف به همراه یک معلم توزیع می‌شوند، به هر یک از داوطلبان لقبی داده می‌شود تا وی براساس آن بتواند مدیریت مذاکرات خود با جاسوس‌ها و مزدوران دیگر را در دست داشته باشد، غالباً این لقب ها، القاب عربی است . در کنار هر داوطلب یک مربی آموزشی است که به داوطلبان برای فهم اوضاع منطقه و چیره شدن بر چالش‌های آن کمک می‌کند. هر داوطلب، معلمی ویژه برای آموزش فرهنگ عربی و اسلامی در کنار خود دارد. از کارآموزان خواسته می‌شود در جریان صحبت‌ها به دین اسلام احترام بگذارند و فرهنگ اسلامی را رعایت کنند تا بتوانند به عواملی که به دنبال جذب آن‌ها هستند، تأثیر بگذارند. آنها زبان عربی را در آکادمی با تمامی نقشه‌های خود به خوبی فرا می‌گیرند، آنها حتی زبان‌های دیگر را نیز به همراه علوم دیگر مشرق زمین و قرآن کریم آموزش می‌بینند.

با وجود اینکه شاباک کوچک‌ترین سرویس جاسوسی در داخل سرزمین‌های اشغالی است، اما یکی از مهم‌ترین و تأثیرگذارترین حضورها در عملیات تصمیم سازی های سیاسی و نظامی در اسرائیل را بر عهده دارد. به گونه‌ای که تأثیر گذاری این مؤسسه جاسوسی را نمی‌توان با هیچ مؤسسه امنیتی دیگر در اسرائیل مقایسه کرد، به ‌ویژه اگر موضوع مربوط به تخصص این سرویس جاسوسی یعنی در نوار غزه، کرانه باختری و سرزمین های اشغالی باشد.  
 
شاباک یک مؤسسه امنیتی مستقل با هویت قومی شناخته می‌شود. وجه تشابه شاباک با ارتش اسرائیل در این است که هر دو آنها مسئول حفظ امنیت رژیم صهیونیستی در برابر تهدیدات مخفیانه هستند، بر همین اساس فعالیت‌های شاباک محرمانه است. هویت قومی شاباک نیز از این رو است که این سرویس جاسوسی توانمندی‌های لازم در زمینه جمع‌آوری اطلاعات و بحث و تحلیل آنها در راستای کمک به بیشتر سرویس‌های جاسوسی دیگر در اسرائیل را در اختیار دارد.

ادامه دارد... 
۰ نظر ۰۴ فروردين ۹۶ ، ۱۳:۲۶
حسن حیدری
مرگ بر آمریکا-مرگ بر اسرائیل

در زندان های اسرائیل چه خبر است (2)

زندان اسرائیل

در نیمه‌های شب من را با زنجیرها روی زمین می‌کشیدند و با اقدامات تروریستی خود، من را به زندان دیگری منتقل کردند. آنها با وحشیگری با من رفتار می‌کردند و هرگز توجه نداشتند که من یک زن حامله هستم.

سرویس جهان مشرق - ملت فلسطین بیشترین مصیبت‌ها را به علت اشغالگری اسرائیلی و ادامه  سرکوبگری‌های آنها در تمامی ابعاد زندگی خود تحمل کرده‌اند. بازداشت و شکنجه از مهم‌ترین ابزارهای سرکوبگری اشغالگران صهیونیستی در مقابله با مقاومت فلسطین است. صهیونیست‌ها صدها هزار نفر از مردم فلسطین را به داخل بازداشتگاه‌ها و زندان‌های خود انداخته‌اند که از کمترین ساختارهای زندگی انسانی بی‌بهره است. 
رژیم صهیونیستی از قوانین داخلی و نظامی و غیرنظامی خود برای توجیه بازداشت فلسطینی‌ها استفاده می‌کند ، مقامات این رژیم دهها دستور نظامی صادر کرده و بر مبنای همین دستورها از جمله دستور نظامی شماره 378 عملیات بازداشت و شکنجه فلسطینی‌ها بدون هشدار قبلی به آنها یا حتی داشتن توجیهات قانع‌کننده در این زمینه را مجاز کردند. رژیم صهیونیستی معمولاً تمامی مسائل مربوط به بازداشتی‌های فلسطینی را به دادگاه‌های نظامی ارجاع می‌دهد.
آنچه می خوانید ادامه مقاله مرکز مطالعاتی الاسری در رابطه با اوضاع زندان ها و بازداشتگاه های رژیم صهیونیستی است:

چهارم: ابزارهای شکنجه: 
براساس توافق‌نامه مبارزه با شکنجه، شکنجه به هر اقدامی گفته می‌شود که باعث پدید آمدن درد یا عذاب شدید جسمی یا روانی شده و عمدا بر شخص وارد شود تا بتواند از این شخص یا فرد سوم اطلاعات یا اعترافاتی را به دست آورد و او را نسبت به اقدامی که مرتکب شده یا متهم به ارتکاب است، تحت مجازات قرار دهد. در این تعریف شکنجه برای ترساندن فرد یا مجبور کردن او یا طرف سوم یا تحریک او و جلب موافقتش صورت می گیرد.  
از این تعریف مشخص می شود که چهار شرط اساسی وجود دارد که باعث می شود یک رفتار تحت عنوان شکنجه قرار گیرد.
1-به قصد و به صورت عمد صورت گیرد.
2-باعث ایجاد درد و سختی شدید شود.
3-این اقدام با هدف تحقق یکی از اهداف مشمول منشور هنوز هم صورت می گیرد.
4-از سوی یک کارمند رسمی و با موافقت وی صورت می گیرد.
در زمان بررسی ملاحظه می شود که این شرایط در رفتارهای اشغالگران با اسرای فلسطین وجود دارد، اسرای فلسطینی برای گرفتن اعترافات ولو غیر واقعی و دریافت اطلاعات تحت فشار و شکنجه قرار می گیرند. با وجود اینکه رژیم صهیونیستی توافقنامه مبارزه با شکنجه در سال 1984 را امضا کرده، اما تنها رژیم در جهان است که شکنجه را مجاز شمرده و با تصمیم دادگاه عالی اسرائیل آن را مشروع نشان می‌دهد تا بتواند به بازجوهای اسرائیلی و سرویس‌های امنیتی این رژیم مجوز ادامه شکنجه اسرا و افراد بازداشت شده در اشکال و روش‌های مختلف را بدهد.
اسرای فلسطینی در زندان‌های اشغالگران تنها از نظر تعداد زیاد نیستند ، بلکه در شرایطی قرار دارند که انواع اقدامات نژادپرستانه و توهین‌ها و شکنجه ها و رفتارهای غیرانسانی از سوی اشغالگران بر ضد آنها صورت می‌گیرد. رژیم صهیونیستی مانع از شکنجه آنها نمی‌شود، بلکه یکی از استثنائات است که به شکنجه مشروعیت داده و براساس قوانین صریح و واضح، برای شکنجه گران حمایت قانونی لازم را فراهم آورده است.
براساس این پوشش دولتی ، افراد بازداشت شده فلسطینی و عرب در معرض انواع شکنجه و توهین و تهدید قرار می‌گیرند و کرامت انسانی و ملی آنها زیر پا گذاشته می‌شود. رویکردهای صهیونیستی از دهها روش و ابزار شکنجه در تحقیقات استفاده می‌کند و همه ساله زمینه های پیشرفت این ابزار را فراهم می‌کند و بازجوها از روش های متنوعی در شکنجه اسرا و اهانت به آنها و آزار و اذیت آنها در طول سال استفاده می کنند.
زندان‌های اسرائیلی به مراکزی برای اعمال خشونت بر ضد ملت فلسطین و نیروهای مبارز و کشتار جمعی آن ها تبدیل شده است. این کشتارجمعی البته با ابزارهایی غیر از چوبه دار یا گیوتین صورت می گیرد، بلکه با روش‌هایی است که باعث از بین رفتن تدریجی جسمی و روحی انسان می‌شود. آنها تلاش می‌کنند روحیه مبارزان فلسطینی را در طول سال‌های متوالی به ویرانی بکشانند که هیچ ارتباطی با انسانیت ندارند و از تمامی اصول انسانی تهی هستند و به سرباری برای خود و جامعه خود تبدیل می شوند.  
رژیم صهیونیستی از احداث بازداشتگاه ها با هدف تکمیل روند کشتار ملت فلسطین به روش‌های دیگر استفاده می شود. آنها سعی می‌کنند ارزش‌های مبارزاتی و اراده ملت فلسطین را به چالش کشانده و با آن مقابله کنند و او را نسبت به مبارزات خود سرخورده و پشیمان نمایند. تقریباً هیچ کس نیست که وارد زندان‌های اسرائیل شده باشد و در معرض انواع خشونت‌ها و شکنجه‌های جسمی یا روانی قرار نگرفته باشد یا شدیدترین روش‌های شکنجه که در حقوق بین‌الملل ممنوع به شمار می‌رود ، بر ضد وی استفاده نشده باشد.
تمام کسانی که تجربه بازداشت در زندان‌های اسرائیل را داشتند و در معرض بازجویی و تحقیق و فشار و شکنجه قرار می‌گرفتند، می دانند که اسیر فلسطینی قربانی سیاست‌های رژیم اسرائیل می‌شود. هر بازجو در این پروسه وظیفه‌ای برای خود دارد. برخی بازجوها متخصص تهدید کردن هستند، برخی بازجوها متخصص فحش و ناسزا و تمسخر زندانیان هستند و برخی بازجو ها نیز تلاش می‌کنند نقش یک انسان خوب و مهربان را ایفا کنند که فرد را با زبان به اعتراف می کشاند. برخی دیگر نیز متخصص کتک زدن و استفاده از الفاظ زشت و رکیک هستند.

عموما دو نوع شکنجه در زندان‌های رژیم صهیونیستی دنبال می‌شود:
الف شکنجه جسمی: ابزارها و روش‌های شکنجه جسمی در زندان‌های اشغالگران رژیم صهیونیستی ، متفاوت است. این روش‌ها از وارد کردن سر در کیسه های متعفن آغاز می شود و تا نخوابیدن و عدم مداوا و استفاده از زخم ها در روند تحقیقات یا قرار دادن فرد بازداشتی در یخچال یا ایستادن زندانی برای ساعات طولانی امتداد پیدا می کند.
همچنین پاشیدن آب سرد و داغ به سر، لخت کردن اسرا، استفاده از کتک زدن های شدید، بستن از پشت به صندلی های کوچک با هدف آسیب زدن به ستون فقرات و استفاده مفرط از زور و خشونتدر جریان تحقیقات از دیگر روش‌های به‎ کار رفته در شکنجه اسرای فلسطینی است. تکان دادن  شدید سر اسرای فلسطینی که گاه باعث فلج شدن زندانی و یا حتی مرگ وی می شود، از دیگر روش های شکنجه است. شبح نام یکی از شکنجه ها است که فرد در آن به مدت های طولانی مجبور به ایستادن می شود یا همراه با ایستادن باید دست هایش را بالا نگه دارد یا پاهای فرد از پشت به دست هایش بسته می شود.
هر اسیر زن و مرد فلسطینی داستانی ترسناک از روش‌های مختلف شکنجه و اقدامات متفاوت بازجوها در کشتارگاه‌ها و زندان‌های رژیم صهیونیستی در سینه دارد که از تمامی پیش‌بینی‌های انسان فراتر رفته است.
نویسنده این مقاله تجربه شخصی خود را از اتاق های بازجویی رژیم صهیونیستی به رشته تحریر در آورده است: من را وارد زندان کناری کردند. ناگهان پلیس دریچه کوچکی را در بالای زندان باز کرد و لوله  کپسول آتش نشانی را وارد سلول کرد و تمامی پودر شیمیایی آن را در داخل سلول کوچک  من خالی کرد. من سر خود را در زیر بالش های متعفنی که در سلول قرار داشت، مخفی کردم تا این ماده شیمیایی باعث خفگی من نشود. همچنین شروع به داد و فریاد کردم تا آنها من را از این شرایط و خفگی و تروریسم  برنامه‌ریزی شده راحت کنند.
در پی این داد و فریاد ها نیروهای پلیس وارد شدند. من تصور کردم که آنها برای نجات من آمدند، اما نمی‌دانستم که این نیز یکی از مراحل شکنجه و انتقام‌گیری از من در آن شب سخت و بی‌سابقه است. در ادامه من را به اتاق انتظار موجود در ابتدای سالن بردند که سه دیوار داشت و بخش جلو شیشه داشت. نزدیک نیمه شب بود. من در آن شب ترسناک منتظر غافلگیری های بیشتر بودم . ناگهان سه نیروی پلیس با لباس‌های شخصی وارد شدند.
یکی از آنها لباس زندان به تن داشت. یکی از آن ها در دستش ظرفی بود که پر از آب جوش بود. و به من نزدیک شد و آب جوش را به سمت من پاشید. من به سرعت سرم را تکان دادم، اما آب جوش بخشی از گردن و سینه ام را سوزاند. آنها من را به درمانگاه زندان بردند که در آنجا هم با شدت زیادی با من رفتار شد. در درمانگاه تنها اندکی پماد سوختگی بر روی سوختگی های من گذاشته شد.
مرحوم ابو علی شاهین یکی دیگر از زندانیان فلسطینی است که روایتی از شب های بازجویی خود تعریف می کند. شکنجه من با روش جدیدی از " شبح " آغاز شد. آنها من را از پا آویزان کردند،  همچنین سرم را در آب داغ فرو می بردند یا به مواضع حساس بدنم ضربه می‌زدند. شکنجه با برق برای اولین بار برای من اجرا شد. این شکنجه بیشتر شبیه جهنم بود، آنها تنها به شوک های الکتریکی بسنده نمی کردند، بلکه سیگار را هم روی پوست من خاموش می کردند. تمام پوستم می سوخت.
موضوع مافوق تصور این بود که بسیاری از اسرای فلسطینی توانمندی‌ها و قدرت شخصی بالایی در تحمل این مصیبت را از خود نشان داده و با صبر و پایداری و استقامت در برابر جلادها ایستادگی می‌کنند. این رفتارها باعث می‌شود آثار منفی زندان در آنها کاهش پیدا کند و آنها بتوانند تا حد ممکن توازن خود را حفظ کرده و از لحاظ روانی و اجتماعی با محیط سازگاری پیدا کنند.

 
ب: شکنجه روانی: کمیته تحقیق افسران پلیس رژیم صهیونیستی اجازه استفاده از فشارهای روانی را در تحقیقات فراگیر می دهد. آنها به همین منظور از روش‌ها و حیله های مختلف استفاده می‌کردند تا زندانیان را مورد تحقیر و اهانت قرار دهند. بازرسی لخت و جلوگیری از خوابیدن زندانی و قراردادن آنها در زندان‌های تاریک و نمور بعلاوه توهین های معنوی و تهدید به قتل یا تبعید یا تخریب منازل یا تهدید به مسایل غیر اخلاقی یا بازداشت همسر یا پخش صدای داد و فریاد زندانیان و تیراندازی یا پخش صدای سگ های پلیس بخشی از این شکنجه ها است.
استفاده از صدای موسیقی تند و جلوگیری از عبادت و رفتارهای اینچنینی از دیگر اقدامات شکنجه‌گران در زندان‌های رژیم صهیونیستی است. بازجوها در زندان از هیچ روشی برای شکنجه روانی و جسمی زنان و کودکان فروگذار نمی کنند. شهادت بسیاری از اسرا این موضوع را تایید می کند.
- شکنجه کودکان: وکلای هیئت امور اسرا و آزادگان فلسطین در اکتبر 2015 در گزارشی نوشت که مقامات رژیم صهیونیستی و نظامیان آن و اداره زندان‌ها این رژیم یک یا چند روش شکنجه جسمی و روانی را بر ضد 99 درصد از کودکان  نوجوانان فلسطینی در بازداشت گاه ها اعمال می کنند. حتی کودکان کم سن و سال و دانش‌آموزان مدارس ابتدایی نیز بازداشت می شوند و در مراکز بازجویی رژیم صهیونیستی مورد بازجویی و شکنجه قرار می‌گیرند.
آنها در شرایط وحشیانه‌ای قرار می‌گیرند، این در حالی است که برخی از آنها با گازهای شیمیایی یا گلوله‌های جنگی مجروح شده اند. آنها ساعت های طولانی مورد شکنجه قرار می‌گیرند و شکنجه شبح نیز بر ضد آنها اعمال می شود و آنها به صورت دست و پا بسته روی یک صندلی تا مدت های طولانی قرار می گیرند. همگی آنها از ناحیه شکم و صورت هدف ضربات سخت قرار می گیرند. نوجوانان زیر 18 سال در این زندان‌ها با هدف اعتراف کردن تحت حملات و کتک‌های شدید قرار می‌گیرند و انواع شکنجه‌های جسمی و روانی بر ضد آنها اعمال می‌شود.
- شکنجه زنان: اسیران زن فلسطینی نیز از انواع شکنجه‌های جسمی و روانی نظیر مردان بی‌بهره  نیستند. علاوه بر این که اسیران زن فلسطینی از تجاوز لفظی نظامیان رژیم صهیونیستی نیز رنج می برند. فقدان وجود آزمایش‌های بیمارستانی در زندان‌ها و عدم رعایت اصول بهداشتی زنان باردار و کتک زدن شدید زنان باردار که احتمال سقط کودک آنها وجود دارد، از جمله شکنجه‌های مخصوص زنان است. آنها حتی در صورت بیماری‌های مربوط به زنان از کادر پزشکی متخصص نیز بی‌بهره‌اند.
تهدیدات غیر اخلاقی ، فشارهای روانی در نتیجه بازداشت فرزندان و همسر یا پدر و تهدید به تخریب منازل از دیگر شکنجه‌های رایج در زندان‌های رژیم صهیونیستی است. فیروز عرفه یکی از  زندانیان فلسطینی است که تجربه بازداشت خود را به این صورت شرح می‌دهد که هنگامی صورت گرفته است که وی اعترافاتی را از فعالیت‌های خود برای سرویس‌های جاسوسی مطرح نمی‌کند: موجی از فحش و ناسزا و آب دهان و توهین و کفر به من حواله کردند، اما وقتی نتوانستند اراده‌ من را بشکنند، مرا رها کردند.
این روشی بود که بازجوها برای شکستن روحیه فرد بازداشتی به کار می‌گیرند. در این زمان انواع فکرها و نگرانی‌ها به سراغ انسان می‌آید و روحیه او را تحت تأثیر قرار می‌دهد. در این شرایط فرد تصور می‌کند که فراموش شده است. چرا که هیچ تحقیقاتی از وی صورت نمی‌گیرد. در این زمینه ده ها سوال در ذهن فرد پیش می آید. آنها چه کار خواهند کرد؟ آنها از من چه می خواهند؟ اقدامات بعدی آنها چیست؟
روایت دیگری که سندی از جنایت‌های دولت اشغالگر قدس در نقض مبانی انسانی به شمار می رود، شهادت فاطمه الزق اسیر زن فلسطینی در توصیف شکنجه‌های موجود در زندان‌های اسرائیل است. او در این زمینه می‌گوید: بارها من را در ابعاد روانی و جسمی شکنجه کردند و بارها سعی کردند من سقط جنین کنم. آنها داروهای ناشناس به من می‌دادند و می گذاشتند در خونریزی شدید باشم تا سقط جنین کنم. افسران سرویس جاسوسی اسرائیل با لگد به صورت من ضربه می‌زد.
در نیمه‌های شب من را با زنجیرها روی زمین می‌کشیدند و با اقدامات تروریستی خود، من را به زندان دیگری منتقل کردند. آنها با وحشیگری با من رفتار می‌کردند و هرگز توجه نداشتند که من یک زن حامله هستم. آنها بارها داروهای ناشناخته به من می‌دادند و در هر بار از من می‌خواستند که معاینه شوم. این کار طبعاً برای کمک به من نبود. من هم اجازه این کار را نمی دادم،‌ چرا که آنها می خواستند فرزندم سقط شود. وقتی که تمام تلاش های آن‌ها شکست خورد، در جریان تولد فرزندم اجازه حضور نزدیکانم در کنارم را ندادند، اما خداوند همواره با من بود. من به سختی در کنار یک پزشک زن نژاد پرست فرزندم را به دنیا آوردم.
اشغالگران در هنگام تولد فرزندم، دست و پای من را به مدت سه روز متوالی بستند و بعد از سه روز شکنجه دستانم را باز کردند. من در بیمارستان مائیر در کفار سابا بودم، اما فکر می‌کردم که در میدان جنگ هستم. پزشک نژادپرست صهیونیست همواره بر سر من فریاد می‌کشید که من یک تروریست هستم و یک تروریست را متولد خواهم کرد.
سرویس جاسوسی رژیم صهیونیستی در پی موج بازداشت‌ها در اکتبر سال 2015 به صورت ضمنی اذعان کرد که انواعی از شکنجه‌ها بر ضد بازداشتگاه‌های فلسطینی‌ انجام می‌شود. در این رابطه دادستانی رژیم اسرائیل سعی کرد حکم های کمی برای بازداشت شده ها در دادگاه‌های نظامی اعمال کند، چرا که می‌ترسید آنها به دادگاه لاهه شکایت کنند و اسرائیل را محکوم کنند. این اتفاق در شرایطی رخ می‌داد که فلسطین رسماً به مجمع عمومی اعضای دادگاه لاهه پیوسته بود و به این ترتیب مسئولان فلسطینی اجازه تحت پیگرد قرار دادن اسرائیل به اتهام انجام جنایت‌های جنگی بر ضد شهروندان فلسطینی را یافته بودند.


 پنجم: انواع بازجویی‌ها:
1-مشارکت پزشکان در بازجویی : شاید بتوان گفت رژیم صهیونیستی تنها نقطه دنیا است که کادر پزشکی در شکنجه اسرای زن و مرد همکاری می کند. بارها شده که بازجوها با لباس پزشک می آیند و بسیاری از پزشکان نیز به ابزار دست سرویس‌های امنیتی تبدیل شده‌اند و مطالبات آنها را اجرا می‌کند یا در برابر شکنجه‌های صورت گرفته بر ضد بازداشت شده‌ها سکوت می‌کنند و تصور می‌کنند که اخلاق حرفه‌ای را حفظ کردند.
2-دستگاه دروغ‌سنج: رژیم صهیونیستی ادعا می‌کند که دستگاه دروغ‌سنج را تهیه کرده است که می‌تواند دروغ های اسیر را با برخی تغییرات به‌ وجودآمده در جسم نظیر ضربان قلب و ترشحات ناشی از تنش‌های عصبی تشخیص دهد. در همین راستا رژیم صهیونیستی اسرای مرد و زن را مورد آزمایش‌های دروغ‌سنجی قرار می‌دهد و بازجو سؤالاتی را از فرد بازداشت‌شده می‌پرسد و از او می‌خواهد تا به صورت سریع به این سوالات پاسخ دهد، هنگامی که تغییری در ضربان او ایجاد می‌شود، بازجو به این نتیجه می‌رسد که فرد دروغ می گوید. این در حالی است که اسناد مربوط به این دستگاه اسناد قابل دفاعی در دادگاه نیست و در عرف بین الملل استفاده از این دستگاه بر ضد بازداشت شده ها ممنوع است.  
روضة حبیب آزاده زن فلسطینی در این رابطه می‌گوید که آنها من را به چیزی که دستگاه دروغ سنج می گفتند، وصل کردند. بازجو می گفت که هزاران دلار برای تهیه این دستگاه هزینه شده تا میزان راست یا دروغ بودن پاسخ‌ها را مشخص کند. من سه مرتبه در معرض این آزمایش قرار گرفتم و هر بار 15 ساعت برای هر عملیات معطل می شدم. بازجویی های سختی از من انجام می شد. هر نوع حرکت سر یا بدن من باعث می شد آزمایش از دوباره تکرار شود. از ساعت 9 و نیم صبح برای آزمایش رفتم و این کار تا شب طول کشید.احساس می کردم فلج شده ام.
3-استفاده از مزدوران: اتاق ننگ وسیله ای فریبکارانه است که فرد بازداشت‌شده فلسطینی را در  اختیار برخی عناصر خود فروخته قرار می دهند تا اطلاعات او را تخلیه کند. این افراد کسانی هستند که با اشغالگران همکاری می‌کنند و برای به دست آوردن اطلاعات از افراد بازداشت‌شده سعی دارند آنها را فریب دهند و نقش انسان‌های ملی‌گرا را بازی کنند. اما تمام این بازی‌ها زیر نظر عناصر اطلاعاتی رژیم صهیونیستی دنبال می‌شود. آنها نقش انسان‌های شرافتمند را ایفا می‌کنند تا بتوانند زندانی را به صحبت از عملیات و فعالیت‌های ضد صهیونیستی بکشانند، اما در نهایت با پایان گرفتن بازی، عمدتا آنها زندانی را کتک می زنند و تهدید می کنند که با ادوات تیز بدنش را زخمی می کنند.
به‌طور خلاصه می‌توان گفت که عملیات بازجویی یک عملیات ساده و آسان نیست، بلکه عملیاتی پیچیده و مرکب است که به نظریات دقیق علمی و دقیق‌ترین و جدیدترین علوم نیازمند است و بالاترین سامانه‌های تکنولوژیک برای تحقق اهداف آن به کار گرفته می‌شود.
دهها هزار نفر از فرزندان ملت فلسطین در معرض انواع شکنجه‌های جسمی و روانی قرار گرفته‌اند ، اما آنها به علت اعتقادی که به عدالت آرمان خود دارند، نشانه‌هایی از شکنجه‌های روانی و اجتماعی را به‌ اندازه‌ای که با آن دست به گریبان هستند در میان خود ظاهر نمی‌کند ، آنها بیشترین حد همبستگی را با خود نشان می‌دهند تا به نمونه‌ای از پایداری و استقامت در برابر ملت‌های خود در مبارزه با اشغالگران تبدیل می شوند و ملت را به مقاومت در برابر اشغالگری به جای تسلیم شدن در برابر آن تشویق کنند.
این افراد حتی بعد از اسارت و آزادی استراتژی را برای بازیابی خود تدوین می‌کنند و با آثار روانی این اسارت مقابله می‌کنند تا بتوانند مشکلات را حل کرده و کنترل خود را در دست بگیرند. آنها در ادامه حس مسئولیت‌پذیری را در خود زنده می‌کنند. آنها راهکارهای متعددی را برای مقابله با آثار روانی ناشی از اسارت در پیش می‌گیرند.


ششم: دادگاه‌های نظامی و احکام بازدارنده
بسیاری از عناصر مؤسسات مقاومت فلسطین که در دست نیروهای اشغالگر اسرائیلی گرفتار می‌شوند، رژیم صهیونیستی از محاسبه آنها به عنوان اسرای جنگی سر باز می کند و آن ها را افراد بازداشت شده به شمار آورده و برخلاف قوانین انسانی و بین‌المللی آنها را به دادگاه ارجاع می‌دهد و احکام متفاوتی برای آنها صادر می‌شود. این احکام معمولاً طبق حالت فوق‌العاده و اصلاحات مربوط به آن و براساس دستورات نظامی صادر شده از سوی رژیم اشغالگر قدس بوده است و غالباً تنها دلیل موجود بر ضد متهمان ، اعتراف خود وی یا اعتراف بازداشتی‌های دیگر است.

این در حالی است که رژیم اسرائیل شکنجه را به عنوان علت کافی برای بطلان اعترافات اسرا به رسمیت نمی‌شناسد، به این ترتیب تمام کسانی که در برابر دادگاه نظامی قرار می‌گیرند محکوم می‌شوند ، چرا که هیچ هیئت مدافعی نمی‌تواند اتهامات مطرح شده از سوی دادگاه نظامی را از بین ببرد. همگی این دادگاه‌ها مواضع قبلی نسبت به اسیران دارند و دستورات خود را از سرویس‌های امنیتی و سیاسی مالی دریافت می‌کنند و با عناصر بازادشت شده فلسطینی با این قاعده رفتار می‌کند که هر فلسطینی که در برابر دادگاه نظامی قرار بگیرد ، محکوم است مگر اینکه عکس آن ثابت شود.

در تمامی شرایط، در حالی که افراد بازداشت شده اظهارات و اعترافات منتسب به خود را رد می‌کنند و تأکید دارد که آنها را تحت فشار شکنجه مطرح کرده‌اند، اما دادگاه این اظهارات را نمی‌پذیرد و در محاکمه صورت گرفته به ادله ارائه شده از سوی سرویس‌های اطلاعاتی در رابطه با اعترافات صورت گرفته در هنگام بازجویی ها بسنده می‌کند که تحت زور و خشونت و فریب اخذ شده است.
این پژوهش در پایان نتیجه‌گیری می‌کند که سرویس‌های امنیتی رژیم صهیونیستی در تعامل با ملت فلسطین از منظر امنیتی و خصمانه محض رفتار می‌کنند و در روند اعدام افراد بازداشت‌شده در زمان بازداشت، جنایت‌های جنگی مرتکب می‌شوند.

آنها همچنین در مراکز بازداشت و بازجویی ها تحت پوشش دادگاه‌های اسرائیل و با توجیهات امنیتی موهوم شکنجه‌های روانی و جسمی بر ضد اسرای فلسطینی به کار می‌گیرند. به این ترتیب فرد بازجو و زندانی و قاضی نظامی هرگونه خشونت و انتقام‌گیری از افراد بازداشت شده با انواع مختلف ابزارها نظیر شکنجه و ترساندن و هدف قرار دادن امنیتی و اخلاقی آنها و ممانعت از حقوق انسانی و اساسی آنها را روا می دارند و با منطق دشمنی و تنفر با آنها برخورد کرده و سیاست‌های منفی و تحریکات تبلیغاتی را بر ضد آنها به کار می‌گیرند.

آنها همچنین احکام بازدارنده‌ای مبتنی بر مزاج نظامی دادگاه صادر می‌کند که از هیچ منطق و عقلی برخوردار نیست، بر این اساس ممکن است حکم یک اسیر فلسطینی 6700 سال زندان بریده شود یا یک اسیر 34 سال پیاپی در زندان های اسرائیل باقی بماند یا کودکان زیر 18 سال به بیش از 20 سال زندان محکوم شوند و یا حتی حبس ابد بگیرند.
۰ نظر ۰۴ فروردين ۹۶ ، ۱۳:۱۸
حسن حیدری